کلیسای اولیه هنگامی که گرد میآمد، واقعاً چه میکرد؟
این پرسش اهمیت دارد، چون بیشتر اجتماعات کلیسایی مدرن تحت تأثیر قرنها سنت انباشته، پیشفرضهای فرهنگی، و انحراف سازمانی شکل گرفتهاند. نتیجه در بسیاری از جاها بسیار کم شباهتی به آنچه عهدجدید توصیف میکند دارد. یک صحنه. یک تماشاگر. یک برنامه از پیش تعیین شده. چند متخصص که اجرا میکنند و بدن نگاه میکند.
این اجتماع عهدجدید نیست. اجتماع عهدجدید چیزی کهنتر، سادهتر، و بسیار مشارکتیتر است — هر عضو سهمی میآورد، روح حرکت میکند، خداوند حاضر است، و بدن از آنچه هر مفصل فراهم میسازد بنا میشود.
چهار رکن اصلی — اعمال ۲:۴۲
روشنترین خلاصه از آنچه کلیسای اولیه هنگام اجتماع انجام میداد، از همان ابتدا، درست پس از پنطیکاست میآید:
آنان پیوسته به تعلیم رسولان و مشارکت با یکدیگر، به شکستن نان و دعاها ادامه میدادند.
— اعمال ۲:۴۲ (ترجمه هزاره نو)
چهار رکن. چهار عنصر بنیادین که زندگی مشترک کلیسای اولیه را تعریف میکرد. هر اجتماع مسیحی وفادار از آن زمان بر نوعی از این چهار استوار بوده است. هر کدام را بردارید، اجتماع ناقص میشود. همه چهار را کنار هم نگه دارید و بدن آنگونه که کتاب مقدس میخواهد بنا میشود.
تعلیم رسولان
این تعلیم کلام است — استوار، کاربردی، وفادار به آنچه مسیح آشکار کرده. کلیسای اولیه پیوسته در آن ادامه داد، یعنی اختیاری نبود، گاهگاهی نبود، فقط برای مشتاقترین ایمانداران نبود. تمام بدن تعلیم را به عنوان ویژگی منظم اجتماع دریافت میکرد.
تعلیم صحیح در عمل چه شکلی دارد؟ کتاب مقدس را میگشاید و روشن میکند. آنچه خوانده میشود را به جایی که ایمانداران واقعاً در آن زندگی میکنند تطبیق میدهد. ایمان را میسازد. خطا را اصلاح میکند. مقدسین را مجهز میسازد. اجرا نمیکند؛ به رشد بدن در مسیح خدمت میکند.
در یک کلیسای خانگی یا جمع کوچک، تعلیم اغلب گفتگویی است. ایمانداران میتوانند سؤال بپرسند. معلم میتواند به آنچه مردم واقعاً نمیفهمند بپردازد. درک بدن از طریق گفتگو عمیقتر میشود نه تکگویی. این به نحوه عملکرد تعلیم در عهدجدید نزدیکتر است تا مدل مدرن سخنرانی از روی صحنه — و احتمالاً مؤثرتر هم هست.
مشارکت — کوینونیا
کلمه یونانی koinōnia به «مشارکت» ترجمه میشود، اما معنایش بسیار بیشتر از گپ و گفتگوهای کوچکی است که در زندگی کلیسای مدرن اغلب به عنوان مشارکت شناخته میشود. Koinōnia یعنی زندگی مشترک. شراکت واقعی. همراهی در چیزی با اهمیت — در اینجا، زندگی خود مسیح.
جام برکتی که برای آن برکت میدهیم، آیا مشارکت در خون مسیح نیست؟ نانی که میشکنیم، آیا مشارکت در بدن مسیح نیست؟
— اول قرنتیان ۱۰:۱۶ (ترجمه هزاره نو)
و مشارکت ما با پدر و با پسرش عیسی مسیح است.
— اول یوحنا ۱:۳ (ترجمه هزاره نو)
کلیسای اولیه با هم غذا میخورد (اعمال ۲:۴۶، ترجمه هزاره نو). وقتی نیاز بود منابع را تقسیم میکردند (اعمال ۴:۳۲–۳۵، ترجمه هزاره نو). بار یکدیگر را به دوش میکشیدند (غلاطیان ۶:۲، ترجمه هزاره نو). گناهان خود را نزد یکدیگر اعتراف میکردند و برای شفا دعا میکردند (یعقوب ۵:۱۶، ترجمه هزاره نو). زندگی یکدیگر را میشناختند و در آن وارد میشدند.
یک جمع کوچک ابعاد رابطهای دارد که این را واقعی میکند. مردم ناشناس نیستند. بارها شناخته میشوند. شادیها تقسیم میشوند. اعتراف و دعا با کسانی اتفاق میافتد که واقعاً در همان واقعیت هفتهبههفته زندگی میکنند. این مشارکت است آنگونه که عهدجدید از این کلمه استفاده میکند.
شکستن نان
این هم به وعدههای غذایی مشترک اشاره دارد و هم، بهطور خاصتر، به عشای ربانی. کلیسای اولیه هر دو را انجام میداد — و اغلب با هم.
آنان روز به روز با یک دل در معبد جمع میشدند و خانه به خانه نان میشکستند و با شادی و سادگی دل غذا میخوردند.
— اعمال ۲:۴۶ (ترجمه هزاره نو)
عشای ربانی در دور یک وعده غذایی، در یک خانه، در شبی که عیسی تسلیم شد، برقرار شد (اول قرنتیان ۱۱:۲۳–۲۶، ترجمه هزاره نو). کلیسای اولیه این الگو را حفظ کرد. شام یک تکه مراسمی کوچک که بین سرودها فشرده شده باشد نبود. یک وعده غذایی واقعی با هم بود که نان و جام مرکز آن بود — سفرهای خانوادگی که خداوند میزبان آن بود.
یک کلیسای خانگی یا جمع کوچک بهطور طبیعی سادگی این الگو را باز مییابد. عشای ربانی میتواند جایگاه مناسب خود را بیابد — مرکزی، منظم، ساده — در کنار زندگی مشترک بدن.
دعاها
کلیسای اولیه هنگام اجتماع دعا میکرد. نه دعاهای ابتدایی و پایانی تشریفاتی، بلکه دعای واقعی جمعی — گاهی کوتاه، گاهی طولانی، گاهی مشخص، گاهی خودجوش، اما همواره مرکزی.
پس از آزاد شدن، پیش همراهان خود رفتند و همه آنچه را که سران کاهنان و بزرگان به آنان گفته بودند، بازگفتند. چون اینها را شنیدند، با یک صدا به درگاه خدا فریاد برداشتند و گفتند... و چون دعا کردند، جایی که در آن گرد آمده بودند به لرزه درآمد؛ همه از روحالقدس پر شدند و با جسارت کلام خدا را اعلام کردند.
— اعمال ۴:۲۳–۲۴، ۳۱ (ترجمه هزاره نو)
این دعای جمعی است که واقعاً چیزها را تغییر میدهد. بدن با هم فریاد برداشت. روح حرکت کرد. زمین لرزید. جسارت آمد. یک اجتماع وفادار امروز هنوز آن ظرفیت را دارد — وقتی دعا مرکزی تلقی شود نه تشریفاتی.
الگوی مشارکتی — اول قرنتیان ۱۴:۲۶
اگر اعمال ۲:۴۲ به ما میگوید چه میکردند، اول قرنتیان ۱۴:۲۶ به ما میگوید چگونه انجام میدادند.
پس برادران، وضع چگونه باشد؟ چون گرد میآیید، هر کس سرودی دارد، یا تعلیمی، یا مکاشفهای، یا زبانی، یا تفسیری. همه چیز باید برای بنای یکدیگر انجام شود.
— اول قرنتیان ۱۴:۲۶ (ترجمه هزاره نو)
این پرمخاطبترین آیهای است که در مورد اجتماعات کلیسایی در عهدجدید نادیده گرفته میشود. دوباره با دقت بخوانید. هر کس چیزی برای آوردن دارد. چند ایماندار سهم میآورند — سرودی، تعلیمی، زبانی با تفسیر، مکاشفهای — تحت رهبری روح، همه برای بنای بدن.
این توصیف یک اجتماع غیرمعمول یا آشفته نیست. این دستور عادی پولس به یک کلیسای عهدجدید درباره نحوه عملکرد اجتماعاتشان است.
معنای واقعی «هر کس»
یعنی هر فرد مجردی در هر اجتماعی لزوماً سهم کلامی میآورد نه. یعنی اجتماع ساختاری دارد که آن را ممکن میسازد. انتظار مشارکت است، نه اجرا. هر کس که چیزی برای آوردن دارد — سرودی، تعلیمی، کلام نبوی، تفسیری، شهادتی، دعایی، آیهای — جایی در اجتماع برای آوردن آن دارد.
این به یک جمع نیاز دارد که:
- محیط به اندازه کافی کوچک یا سازمانیافته باشد که امکان مشارکت را بدهد
- زمانبندی آنقدر فشرده نباشد که جایی برای روح نماند
- ایمانداران آموزش ببینند و تشویق شوند که آنچه دارند بیاورند
- رهبران تسهیل کنند نه سلطه
- هم نظم و هم روح محترم شمرده شوند
یک کلیسای خانگی یا جمع کوچک بهطور منحصربهفردی برای این مناسب است. اتاق به اندازه انسانی است. وقت انعطافپذیر است. روابط واقعی است. هر عضو میتواند واقعاً سهم بیاورد بدون اینکه کل اجتماع را برهم بزند.
فهرستی که پولس میدهد
فهرست پولس — سرود، تعلیم، زبان، مکاشفه، تفسیر — جامع نیست. تصویری است. این فهرست یک نکته را میرساند: یک اجتماع عهدجدید شامل انواع مختلفی از سهمگیری از چند ایماندار میشود، که همه بهسوی بنای بدن هدایت میشوند.
- سرود — با هم سرود خواندن، گاهی هدایت بدن در پرستش، گاهی سرود نبوی خواندن
- تعلیم — گشودن کلام، شرح آنچه خدا نشان داده
- زبان — صحبت به زبانی ناشناس تحت تحریک روح (همیشه با تفسیر در اجتماع)
- مکاشفه — به اشتراک گذاشتن آنچه روح نشان داده — رؤیا، کلام نبوی، کلمه معرفت یا حکمت
- تفسیر — رساندن معنای زبانی که داده شده
در هر اجتماع سالم عهدجدید امروز، ممکن است اینها را هم ببینید: شهادتهایی از آنچه خدا انجام میدهد، دعا برای بیماران با وضع دست، کلمات دلگرمی و تشویق، به اشتراک گذاشتن بارها برای دعا، عشای ربانی با هم، و وعدههای غذایی مشترک.
نظم و روح
اینجاست که تعلیم پولس از نظر شبانی حیاتی میشود. اجتماعاتی که روح هدایتشان میکند میتوانند اگر کسی به نظم توجه نکند آشفته شوند. پس پولس دستوراتی روشن در همان باب میدهد.
اگر کسی به زبان سخن میگوید، دو نفر، حداکثر سه نفر، یکی پس از دیگری سخن گویند، و یکی تفسیر کند. اما اگر مفسری نباشد، در کلیسا خاموش باشد و با خود و با خدا صحبت کند.
— اول قرنتیان ۱۴:۲۷–۲۸ (ترجمه هزاره نو)
دو یا سه نبی سخن بگویند و دیگران داوری کنند. اما اگر چیزی به دیگری که نشسته مکشوف شود، اولی خاموش باشد. زیرا همه میتوانید یکی پس از دیگری نبوت کنید تا همه بیاموزند و همه دلگرم شوند. روحهای انبیا مطیع انبیاست.
— اول قرنتیان ۱۴:۲۹–۳۲ (ترجمه هزاره نو)
زیرا خدا نه خدای بینظمی، بلکه خدای آرامش است، چنانکه در همه کلیساهای مقدسین.
— اول قرنتیان ۱۴:۳۳ (ترجمه هزاره نو)
همه چیز باید بهطور شایسته و با نظم انجام شود.
— اول قرنتیان ۱۴:۴۰ (ترجمه هزاره نو)
روحهدایتشده به معنای آشفته نیست. عطایا در نظم عمل میکنند. انبیا یکی یکی سخن میگویند. زبانها محدود به دو یا سه با تفسیر است. بدن آنچه گفته میشود را میسنجد. آشفتگی کار روح نیست؛ آرامش است.
در عمل، این یعنی اجتماع کسی (یا چند نفر) دارد که تسهیل میکند — نه همه وقت موعظه میکند، بلکه جریان را مراقبت میکند، میبیند چه چیزی باید پیش بیاید، با ملایمت جایی که لازم است مهار میکند، کلمات نبوی را در کنار دیگران میسنجد. پیشوایان معمولاً این را بر عهده میگیرند.
یک اجتماع وفادار چه شکلی دارد
این در واقع چه شکلی دارد وقتی یک جمع آن را عملی میکند؟ هر اجتماع متفاوت است. هر بدنی تحت رهبری خداوند ریتم خود را پیدا میکند. اما عناصر مشترکی وجود دارد.
استقبال و ارتباط
چند دقیقه اول عجلهای نیست. مردم میرسند. یکدیگر را سلام میکنند. میزبان (در یک کلیسای خانگی) یا پیشوایان (در یک جمع کوچک که در جای دیگری جمع میشود) از تازهواردان با گرمی استقبال میکنند. گفتگوی واقعی است، نه فقط تعارف مؤدبانه. این بخشی از اجتماع است، نه تأخیری قبل از آن.
پرستش مشترک
سرود خواندن مرکزی است. سرودهای ستایش، سرودهای شهادت، سرودهای صمیمیت با خداوند. گاهی سرودهای قدیمی. گاهی معاصر. گاهی سرودهای خودجوشی که در روح میخوانند و بدون برنامهریزی پدیدار میشوند. گیتار، پیانو، تلفن با موسیقی پسزمینه، یا فقط صداها — هیچکدام ضروری نیست. خداوند ساکن در تستیحهای ما است (مزمور ۲۲:۳، ترجمه هزاره نو) صرفنظر از پیچیدگی موسیقی.
کلام
کتاب مقدس گشوده و تدریس میشود. گاهی یک متن هفتهبههفته دنبال میشود. گاهی موضوعی مطرح میشود. گاهی خداوند نیاز خاصی را در بدن به پیشوایان نشان میدهد و تعلیم آن را مطرح میکند. تعلیم گوسفندان را تغذیه میکند — نه تحت تأثیرشان قرار میدهد، نه سرگرمشان میکند، نه از زندگیشان میگذرد، بلکه کلام را به جایی که واقعاً زندگی میکنند تطبیق میدهد.
تعلیم میتواند یک پیام طولانی باشد یا چند پیام کوتاهتر. میتواند یک پیشوا باشد یا چند نفر که بخشهایی را برعهده میگیرند. بدن با کلام تعامل میکند؛ سؤالات مورد استقبال قرار میگیرد؛ کاربرد ملموس است.
سهمگیری روحهدایت
وقت برای هدایت روح باز گذاشته میشود. کلمات نبوی میآیند. کلمات معرفت و حکمت گفته میشوند. زبانها با تفسیر. شهادتهایی از آنچه خداوند در هفته گذشته انجام داده. دعوت به دعا. گاهی شفای مشخصی پیش میآید. گاهی رهایی. اجتماع با ساعت تنگ اداره نمیشود؛ با زمانبندی روح در محدودههای معقول اداره میشود.
پیشوایان تسهیل میکنند. آنچه آورده میشود را میسنجند. تشخیص میدهند چه چیزی از خداوند است و چه چیزی نیست. بدن را از آشفتگی محافظت میکنند بدون اینکه روح را خاموش کنند.
عشای ربانی
عشای ربانی جایگاه خود را میگیرد — مرکزی، منظم، ساده. نان شکسته میشود. جام تقسیم میشود. کلماتی از خداوند گفته میشود. بدن مرگ او را تا آمدنش اعلام میکند (اول قرنتیان ۱۱:۲۶، ترجمه هزاره نو). خودآزمایی اتفاق میافتد. آشتی با برادران بررسی میشود. بدن با هم به عنوان یکی شریک میشود.
در بسیاری از کلیساهای خانگی، این در یک وعده غذایی مشترک بافته میشود — چیزی از محیط اصلیای که مسیح آن را برقرار کرد را باز مییابد.
دعا برای یکدیگر
ایمانداران پیش میآیند — یا دعوت میشوند — برای دعا. بدن دست بر کسانی که نیاز دارند میگذارد. بیماران به نام عیسی دعا میشوند. مبارزان دلگرم میشوند. جنگ روحانی در جایی که نیاز است وارد میشود. بدن به خودش خدمت میکند، نه فقط از یک خادم در جلو دریافت میکند.
آیا کسی در میان شما بیمار است؟ پیران کلیسا را بطلبد و آنان برایش دعا کنند و او را به نام خداوند با روغن مسح نمایند. دعای ایمان، بیمار را نجات خواهد داد و خداوند او را برخواهد خیزاند.
— یعقوب ۵:۱۴–۱۵ (ترجمه هزاره نو)
وعده غذایی مشترک
هر وقت ممکن، یک وعده غذایی اجتماع را گسترش میدهد. گاهی خود عشای ربانی است به شکل گستردهتر. گاهی فقط غذایی است که پس از وقت رسمی با هم تقسیم میشود. مشارکت واقعی دور سفره عمیقتر میشود. کسانی که فقط در ردیفها کنار هم مینشینند هرگز به یک خانواده تبدیل نمیشوند. کسانی که با هم غذا میخورند یکی میشوند.
چقدر طولانی؟ چند بار؟
عهدجدید پاسخ خاصی به هیچکدام از این سؤالات نمیدهد. تنوع نشان میدهد. اعمال ۲:۴۶ کلیسای اولیه را نشان میدهد که روزانه هم در معبد و هم خانهبهخانه جمع میشدند. عبارات دیگر اجتماعات هفتگی در اول هفته را نشان میدهند (اعمال ۲۰:۷، اول قرنتیان ۱۶:۲، ترجمه هزاره نو). جماعات مختلف در موقعیتهای مختلف بهوضوح ریتمهای متفاوتی داشتند.
برای یک کلیسای خانگی یا جمع کوچک امروزی، اجتماعات هفتگی یکشنبه دو تا سه ساعته بهخوبی کار میکند — به اندازه کافی طولانی که چهار رکن بیان واقعی داشته باشند، به اندازه کافی کوتاه که خانوادههای با فرزندان کوچک خسته نشوند. بسیاری از جماعات دعا یا مطالعه کتاب مقدس میانههفته اضافه میکنند، که اغلب کوتاهتر و متمرکزتر است. برخی وعدههای غذایی مشترک ماهانه یا تجمعات فصلی دارند.
اصل: اجتماع باید به اندازه کافی طولانی و مکرر باشد که زندگی روحانی واقعی پرورش یابد، و به اندازه کافی کوتاه و پایدار که سالها بدن را نگران نکند.
این چه نیست
ارزش دارد که روشن بگوییم اجتماع عهدجدید چه نیست — چون بسیاری از اجتماعات به همان چیزی تبدیل شدهاند که نیست.
- یک برنامه برای تماشا کردن نیست. چند متخصص که اجرا میکنند در حالی که بدن نگاه میکند، الگوی عهدجدید نیست.
- یک کنسرت با موعظه نیست. پرستش مشارکت است نه اجرا.
- یک کلاس نیست. تعلیم یکی از چهار رکن است، نه تمام اجتماع.
- یک باشگاه نیست. مشارکت واقعی ریشه در مسیح دارد نه فقط معاشرتپذیری.
- یک برنامه سازمانی نیست. سهمگیری روحهدایت به فضایی نیاز دارد که برنامه سازمانی اجازه نمیدهد.
- آشفتگی نیست. نظم بخشی از طراحی است نه توافقی در برابر آن.
یک اجتماع وفادار این کاهشها را رد میکند. چهار رکن را کنار هم نگه میدارد. الگوی مشارکتی را گرامی میدارد. در نظم روحهدایت راه میرود. بدن را بنا میکند.
سؤالات متداول
اگر اجتماع ما بیشتر تعلیم پیشوایان است و مشارکت دیگران کم است چه؟
این رایجترین انحراف است و آسانترین برای اصلاح. شروع به ایجاد فضای عمدی کنید — در ابتدا، یک وقت ساختاریافته برای شهادتها یا درخواستهای دعایی، سپس در طول چند ماه به سمت سهمگیری نبوی و عطایای دیگر رشد کنید چون ایمانداران یاد میگیرند در آنها عمل کنند. اول قرنتیان ۱۴ را بهصراحت تدریس کنید تا بدن بداند به چه چیزی دعوت میشود. بیشتر جماعات میبینند که در طول چند ماه، مشارکت واقعی آغاز شده، و در طول یک یا دو سال، اجتماع به شکل قابل توجهی متفاوت به نظر میرسد.
با بازدیدکنندگانی که نمیدانند ما چه میکنیم چطور رفتار کنیم؟
یک خوشآمد کلامی کوتاه در ابتدا، نامیدن اینکه این چه نوع اجتماعی است، چه انتظاری میتوانند داشته باشند، و اینکه آزاد هستند مشارکت کنند یا فقط نظارهگر باشند آنطور که راحت هستند. بیشتر بازدیدکنندگانی که از پیشینه کلیسای سنتی میآیند، یک اجتماع وفادار عهدجدید را وقتی میفهمند چه اتفاقی میافتد تازهکننده مییابند. برخی به زمان برای سازگاری نیاز دارند. هر دو خوب است.
اگر کسی چیزی بیاورد که به نظر نمیرسد از خداوند باشد چه؟
اصلاح ملایم توسط پیشوایان، معمولاً پس از اجتماع، گاهی در همان لحظه اگر لازم باشد. هر تلاش نبوی بالغ نیست؛ هر سهمی جا نمیافتد. پیشوایان میسنجند، آنچه از اوست را تشویق میکنند، و آنچه نیست را با ملایمت اصلاح میکنند. انجام شده با محبت در طول زمان، این تمام بدن را یاد میدهد تشخیص دهد.
آیا باید ترتیب خاصی داشته باشیم، یا فقط ببینیم روح چه میکند؟
ساختاری داشتن کمک میکند. یک جریان کلی — استقبال، پرستش، کلام، مشارکت، عشای ربانی، دعا، وعده غذایی — به اجتماع شکل میدهد بدون اینکه آن را قفل کند. در آن جریان، روح آزادی دارد زمانبندی، عمق، و تأکید را هدایت کند. خودجوشی محض بهسوی آشفتگی گرایش دارد؛ ساختار محض بهسوی رسمیت. اجتماعات وفادار هر دو را کنار هم نگه میدارند.
فرزندان چه؟
بیشتر کلیساهای خانگی فرزندان را در پرستش و عشای ربانی با بزرگسالان نگه میدارند، سپس یا آنها را در تعلیم در سطح مناسب سن شامل میکنند یا تعلیم کوتاهتری برایشان دارند در حالی که بزرگسالان ادامه میدهند. فرزندان به اجتماع تعلق دارند. پرستش را یاد میگیرند با مشارکت در پرستش. جمع برایشان به یک خانواده گسترده کوچک تبدیل میشود.
افکار پایانی
اجتماع عهدجدید نسخه خلاصهشده کلیسای مدرن نیست. این نسخه اصلی است. الگوهایی که کتاب مقدس ترسیم میکند — چهار رکن، سهمگیری مشارکتی، نظم روحهدایت — ایدهآلهای دستنیافتنی نیستند. این زندگی عادی یک بدن است که تحت سرپرستی مسیح و هدایت روح راه میرود.
یک جمع که این اجتماع را باز مییابد چیزی عمیقاً مهم را باز مییابد. بدن رشد میکند. ماورایی طبیعی میشود. ایمانداران در کهانت عمومی ایمانداران خود راه میروند. خداوند واقعاً در میان قوم خود حاضر است، آنها را به کمال آنچه فراخوانده تا باشند بنا میکند.
زیرا هر جا که دو یا سه نفر به نام من جمع شوند، من در میان آنان هستم.
— متی ۱۸:۲۰ (ترجمه هزاره نو)
این چیزی است که هر اجتماع باید باشد — قوم او، در نام او، با او در میان، بنا شده از آنچه هر مفصل فراهم میسازد، تا تمام بدن به اندازه قامت پُری او رسیده باشد.
نکات کلیدی
- چهار رکن اجتماع عهدجدید تعلیم صحیح، مشارکت (koinōnia) واقعی، شکستن نان، و دعای جمعی هستند (اعمال ۲:۴۲، ترجمه هزاره نو)
- الگوی مشارکتی اول قرنتیان ۱۴:۲۶ — هر کس دارد — عادی است نه استثنایی
- روحهدایت یعنی آشفته نیست؛ نظم و روح با هم کار میکنند (اول قرنتیان ۱۴:۳۳، ۴۰، ترجمه هزاره نو)
- یک اجتماع وفادار معمولاً شامل میشود: استقبال، پرستش، کلام، سهمگیری روحهدایت، عشای ربانی، دعا برای یکدیگر، و وعدههای غذایی مشترک
- اجتماع بدنی است که خودش را بنا میکند — هر مفصل تأمین میکند — نه چند متخصص که برای مخاطب اجرا میکنند
- پیشوایان جریان را تسهیل میکنند، آنچه آورده میشود را میسنجند، و بدن را از آشفتگی محافظت میکنند بدون اینکه روح را خاموش کنند
- عادی ماورایی عهدجدید — عطایای روح، شفا، خدمت نبوی — در اجتماع اتفاق میافتد وقتی بدن تحت سرپرستی مسیح و هدایت روح راه میرود