تعلیم صحیح — تفسیر کتاب مقدس و آزمودن آموزه‌ها

کلیسای خانگی یا جمعی کوچک که ساختار نهادی ندارد با یک چالش منحصربه‌فرد روبه‌روست — و در عین حال موهبتی منحصربه‌فرد دارد. چالش واقعی است: هیچ سلسله‌مراتب مذهبی نهادی وجود ندارد که آموزه را فیلتر کند، هیچ شبانی با تحصیلات حوزوی نیست که بتوان به‌طور خودکار به اقتدارش استناد کرد، هیچ اعتقادنامه‌ای وجود ندارد که از پیش نصب شده باشد. موهبت هم واقعی است: هر ایماندار ناگزیر است واقعاً با کتاب مقدس درگیر شود، نه اینکه اعتقاداتش را به متخصصان واگذار کند.

بازیابی مسیحیت کتاب مقدسی در سطح جماعت محلی، مستلزم بازیابی شیوه‌ی کتاب مقدسی برخورد با کلام است. این اختیاری نیست. جماعتی که نمی‌داند چگونه کتاب مقدس را در بافت آن بخواند، تعلیم را با متن بسنجد و میان اصول ثابت و مسائل ثانوی تمایز قائل شود، به‌ناچار منحرف خواهد شد — یا به سوی خطا، یا به جاذبه‌ی هر معلم فریبنده‌ای که قانع‌کننده‌ترین به نظر می‌رسد.

این مقاله اصول تفسیر صحیح کتاب مقدس، معیارهای آزمودن معلمان و آموزه‌ها، تفاوت میان اصول ثابت و مسائل ثانوی، و این پرسش عملی را بررسی می‌کند که چگونه کلیسای خانگی یا جماعت کوچک، بدون تکیه به پشتوانه‌ی نهادی، از نظر کتاب مقدسی سالم بماند.

کتاب مقدس به‌مثابه‌ی آخرین مرجع

تمام کتاب مقدس از الهام خداست و برای تعلیم، توبیخ، اصلاح و تربیت در پارسایی سودمند است، تا مرد خدا کامل و برای هر عمل نیکو آماده باشد.

— دوم تیموتائوس ۳:‏۱۶–۱۷ (کتاب مقدس هزاره نو)

واژه‌ی یونانی برای «الهام خدا» تئوپنئوستوس است — دمیده‌شده از دهان خدا. کتاب مقدس از نَفَس خود خدا صادر شده است. این پایه‌ی اقتداری است که کتاب مقدس را بالاتر از هر منبع دیگری قرار می‌دهد. صداهای دیگر ممکن است به ما در فهمیدن آن کمک کنند، اما هیچ صدای دیگری نمی‌تواند بر آن چیره شود.

حتی رسولان هم با کتاب مقدس آزموده شدند

اما مردم بیریه بلندنظرتر از مردم تسالونیکی بودند، چون با کمال آمادگی کلام را پذیرفتند و هر روز در کتب مقدس تحقیق می‌کردند تا ببینند آیا این تعالیم درست است یا نه.

— اعمال رسولان ۱۷:‏۱۱ (کتاب مقدس هزاره نو)

بیریه‌ایان موعظه‌ی پولس را شنیدند. پولس رسول بود. مسیح قیام‌کرده را دیده، نوشته‌هایی آفریده بود که بعدها به کتاب مقدس تبدیل شدند، معجزات و نشانه‌ها انجام داده بود. با این حال بیریه‌ایان هر روز در کتب مقدس تحقیق می‌کردند تا ببینند آیا این تعالیم درست است یا نه. لوقا از آن‌ها به‌عنوان بلندنظرتر تعریف می‌کند.

اگر رسولان باید با کتاب مقدس آزموده می‌شدند، هر معلم امروزی هم باید با کتاب مقدس آزموده شود. هیچ معلمی امروز اقتدار بیشتری از پولس ندارد. اگر پولس مورد بررسی قرار گرفت، هر معلمی باید مورد بررسی قرار گیرد. این مسئولیت ایماندار است — تعلیم را با آمادگی بپذیرد و آن را با متن راستی‌آزمایی کند.

بیریه‌ایان — الگویی شایسته‌ی تقلید

الگوی بیریه‌ایان سه جزء دارد که هر کدام اهمیت دارد.

کلام را با کمال آمادگی پذیرفتند. نه با بدبینی، نه با بی‌اعتنایی، نه با تکبر. با گشودگی برای یادگیری آمدند. تفسیر صحیح کتاب مقدس با فروتنی آغاز می‌شود — آمادگی برای یادگرفتن، شناختِ این واقعیت که معلم ممکن است چیزی دیده باشد که ما ندیده‌ایم.

در کتب مقدس تحقیق کردند. فقط گوش ندادند. به متن رجوع کردند. طومارها را گشودند. با دقت خواندند. مقایسه کردند. تفسیر صحیح مستلزم درگیری واقعی با کتاب مقدس است، نه فقط شنیدن درباره‌ی آن از دست دوم.

این کار را هر روز کردند. نه گاه‌گاهی، نه وقتی چیزی مشکوک به نظر رسید، نه به‌عنوان یک بررسی یک‌باره. هر روز. تفسیر صحیح کتاب مقدس یک عادت است، یک انضباط، یک شیوه‌ی زندگی — نه رویدادی گاه‌وبیگاه.

خواندن صحیح کتاب مقدس

بافت همه چیز است

بزرگ‌ترین منبع خطای آموزه‌ای، خواندن آیات بیرون از بافتشان است. تقریباً هر موضعی را می‌توان با آیه‌ای که از زمینه‌اش جدا شده پشتیبانی کرد. همان آیات، وقتی در بافت واقعی‌شان خوانده می‌شوند، اغلب چیز دیگری — و گاه عکس آن — را می‌گویند.

بافت در چند سطح عمل می‌کند: بافت فوری — آیات بلافاصله قبل و بعد. بافت کتاب یا نامه — جریان کلی نوشته‌ای که آیه در آن قرار دارد. بافت کل کتاب مقدس — جایگاه این متن در کل وحی الهی. بافت تاریخی و فرهنگی — آنچه مخاطبان اصلی می‌شنیدند. ژانر ادبی — روایت، شعر، نبوت، مثل، نامه، هر کدام قراردادهای متفاوتی دارند.

انضباط پرسیدن همیشگی این سؤال — «بافت اینجا چیست؟» — پیش از آنکه نتیجه‌ی آموزه‌ای بگیریم، جماعت را از هزار خطا نجات می‌دهد.

کتاب مقدس کتاب مقدس را تفسیر می‌کند

وقتی یک متن نامفهوم است، پاسخ درست این است که به متون روشن‌تر در همان موضوع نگاه کنیم. روشن‌تر، نامفهوم را تفسیر می‌کند. شهادت کلی کتاب مقدس هر متن منفردی را تفسیر می‌کند.

این یکی از دلایلی است که جماعت باید کتاب‌های کامل کتاب مقدس را بخواند، نه فقط آیات موردعلاقه. شکل کلی کتاب مقدس چارچوبی می‌سازد که در آن هر متن منفردی به‌درستی فهمیده می‌شود.

زبان‌های اصلی در مواردی که اهمیت دارد

بیشتر اوقات، ترجمه‌های فارسی معتبر کتاب مقدس آنچه را که نیاز داریم به ما می‌دهند. اما متونی وجود دارند که زیرساخت یونانی یا عبری چیزی را روشن می‌کند که فارسی آن را پنهان می‌دارد، یا جایی که مترجمان انتخاب‌های تفسیری کرده‌اند که قرائت‌های دیگر می‌توانستند آن را متفاوت بیان کنند.

ابزارهای مفید امروزی — کتاب مقدس بینابینی، فرهنگ‌نامه‌های لغوی، چند ترجمه در کنار هم — بخشی از این دسترسی را برای ایمانداران عادی فراهم می‌کنند. از این ابزارها وقتی متنی نامفهوم است یا درباره‌ی آنچه می‌آموزد اختلاف نظر وجود دارد استفاده کنید. اما از خطای مطالعه‌ی واژه بپرهیزید — این فرض که یک واژه‌ی یونانی یا عبری همیشه در هر زمینه‌ای دقیقاً یک معنا دارد. واژه‌ها دامنه‌ای از معنا دارند. بافت همچنان حاکم است.

چند ترجمه به‌عنوان ابزار

خواندن یک متن در چند ترجمه‌ی معتبر اغلب روشن می‌کند چه اتفاقی می‌افتد. مقایسه‌ی ترجمه‌ها بخصوص در متون مورد اختلاف ارزشمند است — اگر همه‌ی ترجمه‌های معتبر توافق دارند، معنا احتمالاً روشن است؛ اگر اختلاف دارند، متن اصلی یا انتخاب ترجمه شایسته‌ی بررسی است.

آزمودن معلمان و آموزه‌ها

ای عزیزان، هر روحی را باور نکنید، بلکه روح‌ها را بیازمایید که آیا از خدا هستند، زیرا پیامبران دروغین بسیاری به جهان آمده‌اند.

— اول یوحنا ۴:‏۱ (کتاب مقدس هزاره نو)

همه چیز را بیازمایید؛ آنچه را که نیکوست نگاه دارید. از هر نوع بدی دوری کنید.

— اول تسالونیکیان ۵:‏۲۱–۲۲ (کتاب مقدس هزاره نو)

اما حتی اگر ما یا فرشته‌ای از آسمان، انجیلی غیر از آنچه به شما موعظه کردیم برای شما موعظه کند، ملعون باد.

— غلاطیان ۱:‏۸ (کتاب مقدس هزاره نو)

اینها فرمان‌های اختیاری برای ایمانداران محتاط نیستند. اینها الزام دائمی هر شاگرد است. باید بیازماییم. باید ارزیابی کنیم. باید آنچه آزمون را پس نمی‌دهد رد کنیم، مهم نیست از چه کسی بیاید — حتی از فرشته‌ای، حتی از خود پولس اگر از انجیلی که موعظه کرده بود منحرف می‌شد.

نشانه‌های تعلیم صحیح

کتاب مقدس نشانه‌های قابل تشخیصی از تعلیمی که باید استقبال شود به ما می‌دهد.

تعلیم صحیح مسیح را برمی‌افرازد. توجه را به سوی او جلب می‌کند، نه به معلم. شخص، کار و کفایت او را ارج می‌نهد.

تعلیم صحیح از خط کتاب مقدس دفاع می‌کند. کتاب مقدس را مرجع نهایی می‌داند. کتاب مقدس را تابع تجربه، سنت، رأی معاصر یا وحی شخصی نمی‌کند.

تعلیم صحیح میوه‌ی خداپسند در معلم و شنوندگان به بار می‌آورد. ==QUOTE==درخت را از میوه‌اش می‌شناسید.|متی ۷:‏۱۶ (کتاب مقدس هزاره نو) تعلیم صحیح پارسایی، محبت، درستی و وفاداری تولید می‌کند. جایی که آموزه به‌طور مداوم عکس آن را تولید می‌کند، چیزی درست نیست.

تعلیم صحیح با ایمان رسولی تاریخی همسو است. ایمانی که یک‌بار برای همیشه به مقدسین سپرده شده (یهودا ۳، کتاب مقدس هزاره نو) در هر نسلی تازه نیست. اعتقادات بنیادینی وجود دارد که کلیسا همیشه آن‌ها را داشته است — تثلیث، الوهیت مسیح، رستاخیز جسمانی، نجات از طریق فیض از راه ایمان، اقتدار کتاب مقدس. تعلیمی که در اصول با این ایمان تاریخی می‌شکند باید رد شود.

تعلیم صحیح دعوت به توبه، ایمان و پارسایی می‌کند. شنونده را تملق نمی‌گوید. بدون اطاعت وعده‌ی برکت نمی‌دهد. مردم را فرا می‌خواند تا صلیب خود را بردارند و از مسیح پیروی کنند.

نشانه‌های تعلیم دروغ

کتاب مقدس همچنین نشانه‌های قابل تشخیصی از تعلیمی که باید رد شود به ما می‌دهد.

تعلیم دروغ از کتاب مقدس روشن منحرف می‌شود. جایی که کتاب مقدس واضح است، تعلیم دروغ با آن مخالفت می‌کند.

تعلیم دروغ صلیب را با خودیاری، موفقیت یا اخلاق‌گرایی جایگزین می‌کند. انجیل تبدیل به «چگونه بهترین زندگی خود را داشته باشید» می‌شود نه «مسیح که برای گناهکاران مصلوب شد.» صلیب به‌عنوان چیزی منفی، ابتدایی یا ناخوشایند کنار گذاشته می‌شود.

تعلیم دروغ اخلاق کتاب مقدسی را انکار می‌کند. آنچه کتاب مقدس صریحاً گناه می‌خواند، نامگذاری مجدد می‌شود، تعریف مجدد می‌شود یا تأیید می‌شود. ترس از خدا از میان می‌رود.

تعلیم دروغ به جای وحدت در حقیقت، فروتنی و پارسایی رو به رشد، تفرقه، غرور یا سازش اخلاقی تولید می‌کند.

تعلیم دروغ معلم را به جای مسیح مرکز می‌کند. شخصیت، نام، وحی منحصربه‌فرد، تدهین ویژه‌ی معلم کانون توجه می‌شود. ایمانداران به وفاداری به شخص به جای وفاداری به خداوند کشیده می‌شوند.

دوم پطرس ۲ و یهودا کامل‌ترین بررسی عهد جدید درباره‌ی معلمان دروغ را ارائه می‌دهند — آزمند، شهوانی، منکر اقتدار، وعده‌ی آزادی می‌دهند در حالی که خودشان برده‌ی فساد هستند. این هشدارها کنجکاوی‌های تاریخی نیستند. در هر نسلی کاربرد دارند.

اصول ثابت در برابر مسائل ثانوی

همه چیز در کتاب مقدس یک وزن ندارد. اصولی هستند که ایمان روی آن‌ها می‌ایستد یا می‌افتد — و مسائل ثانوی‌ای هستند که ایمانداران بالغ با وجدان سالم به نتیجه‌گیری‌های متفاوتی می‌رسند. اشتباه گرفتن مسائل ثانوی با اصول، تفرقه‌ی فرقه‌گرایانه تولید می‌کند. اشتباه گرفتن اصول با مسائل ثانوی، سازش در انجیل خود را تولید می‌کند. هر دو خطا هستند.

اصول ثابت

اصول ثابت تاریخی ایمان مسیحی شامل اینهاست:

  • تثلیث — یک خدا در سه شخص (پدر، پسر، روح‌القدس)
  • الوهیت کامل و انسانیت کامل مسیح
  • تولد از باکره و تجسم
  • مرگ جسمانی و رستاخیز جسمانی مسیح
  • نجات از طریق فیض از راه ایمان به مسیح به تنهایی
  • اقتدار و الهام کتاب مقدس
  • بازگشت شخصی مسیح
  • واقعیت بهشت و جهنم

تعلیمی که با اینها تناقض دارد، تعلیم مسیحی مشروع نیست. جماعت‌ها نباید اجازه‌ی چنین تعلیمی بدهند، و ایمانداران نباید معلمانی را که با این اصول ثابت مخالفت می‌کنند بپذیرند، صرف نظر از کاریزما، نتایج یا پیروانشان.

مسائل ثانوی

بسیاری از موضوعات دیگر زمینه‌هایی هستند که ایمانداران دقیق که همان کتاب مقدس را می‌خوانند به نتیجه‌گیری‌های متفاوتی می‌رسند. مثال‌ها شامل اینهاست:

  • شیوه و زمان‌بندی تعمید
  • موضع‌های خاص آخرالزمانی (زمان‌بندی ربوده شدن، هزاره و غیره)
  • تداوم، توزیع و کاربرد عطایای روحانی خاص
  • جزئیات حکومت کلیسایی و پیشوایی
  • موضع‌های خاص درباره‌ی زنان در نقش‌های خدمتی
  • رعایت سبت، رویه‌های غذایی، پرسش‌های تقویمی
  • تقدیر و اراده‌ی آزاد (بحث تاریخی کالون‌-آرمینیوسی)

در این موضوعات و موضوعات مشابه، ایمانداران بالغ پر از روح با وجدان سالم موضع‌های متفاوتی دارند. یک جماعت ممکن است اعتقاد خودش را داشته باشد. اما نباید اعتقادش در یک موضوع ثانوی را انگار که اصل انجیلی است تلقی کند. رومیان ۱۴ این را با دقت بررسی می‌کند — کسی را که در مسائل وجدان به نتیجه‌ی متفاوتی از شما می‌رسد بپذیرید؛ برادری را که نتیجه‌ی متفاوتی از شما می‌گیرد تحقیر نکنید.

مطالعه‌ی کتاب مقدس به‌عنوان جماعت

کتاب‌های کامل بخوانید

بسیار زیاد مطالعه‌ی کتاب مقدس شامل پریدن میان آیات موردعلاقه است. نویسندگان کتاب مقدس کتاب‌های کامل نوشتند، با استدلال‌هایی که از ابتدا تا انتها جاری است. جماعتی که کتاب‌های کامل می‌خواند — رومیان، یوحنا، عبرانیان، پیدایش — ساختار واقعی تفکر نویسندگان را می‌گیرد، نه فقط عبارات جدا افتاده.

کاربرد را با هم بحث کنید

جماعتی که با هم کتاب مقدس می‌خواند باید مرتباً بپرسد: این از ما چه می‌خواهد؟ مطالعه‌ی کتاب مقدس بدون کاربرد صرف انتقال اطلاعات می‌شود. مطالعه‌ی کتاب مقدسی که جدی می‌پرسد «این چگونه ما را تغییر می‌دهد؟» شروع به بار دادن میوه می‌کند.

برای فهم دعا کنید

دیدگانم را بگشا تا شگفتی‌های شریعت تو را ببینم.

— مزامیر ۱۱۹:‏۱۸ (کتاب مقدس هزاره نو)

همان روحی که کتاب مقدس را الهام بخشید آن را روشن می‌کند. هنگام خواندن دعا کنید. از خداوند بخواهید آنچه را که به تنهایی نمی‌توانید ببینید برایتان آشکار کند.

با هم تسلیم کلام شوید

جماعتی که با هم کتاب مقدس می‌خواند باید آماده باشد که توسط آن تصحیح شود. اعتقاداتی که داشته‌ایم ممکن است اشتباه باشند. رویه‌هایی که دنبال کرده‌ایم ممکن است نیاز به تغییر داشته باشند. نشانه‌ی جماعتی که واقعاً تسلیم کتاب مقدس است این است که وقتی کتاب مقدس چیزی متفاوت از آنچه کرده است را آموزش می‌دهد، تغییر می‌کند.

معلمان موهبت‌یافته در بدن را خوش‌آمد بگویید

برخی ایمانداران موهبت تعلیم دارند (رومیان ۱۲:‏۷، ایفسیان ۴:‏۱۱، کتاب مقدس هزاره نو). جماعتی که چنین ایمانداری دارد باید خدمتشان را خوش‌آمد بگوید و از موهبتشان بهره‌مند شود. معلمی که واقعاً مسیح و بدن را دوست دارد وضوح، عمق و ثبات می‌آورد. اما معلم موهبت‌یافته باید زیر کتاب مقدس بماند، نه بالای آن. حتی معلمان موهبت‌یافته هم می‌توانند خطا کنند. الگوی بیریه‌ایان همچنان کاربرد دارد.

احترام به معلمان وفادار بدون بت‌پرستی از آن‌ها

از من پیروی کنید، همان‌طور که من از مسیح پیروی می‌کنم.

— اول قرنتیان ۱۱:‏۱ (کتاب مقدس هزاره نو)

جایی برای احترام به کسانی که به ما تعلیم داده‌اند وجود دارد. پولس قرنتیان را دعوت کرد که از او پیروی کنند همان‌طور که او از مسیح پیروی می‌کرد. عبرانیان ۱۳:‏۷ (کتاب مقدس هزاره نو) به ایمانداران دستور می‌دهد که کسانی را که بر شما ریاست دارند و کلام خدا را به شما اعلام کرده‌اند به یاد آورید و در ایمان از آن‌ها تأسی کنید. معلمان وفادار هدایایی برای بدن هستند.

اما احترام به معنای بت‌پرستی نیست. چند الگو رویکرد سالم نسبت به معلمان را نشان می‌دهند:

تعلیمشان را با سپاسگزاری بپذیرید. آن را با کتاب مقدس بیازمایید. جایی که کتاب مقدس با معلم تناقض دارد تنظیم کنید. نگذارید هیچ معلمی در دلبستگی شما جای مسیح را بگیرد.

از بسیاری بیاموزید. بدن مسیح بزرگ‌تر از دیدگاه هر یک معلمی است. شنیدن از طیفی از صداهای وفادار در برابر نقاط کور هر معلم منفردی محافظت می‌کند.

آنچه را که درست گرفتند از آنچه اشتباه گرفتند تمیز دهید. تقریباً هیچ معلمی درباره‌ی همه چیز درست نیست. آنچه کتاب مقدسی است بگیرید؛ آنچه نیست را رها کنید.

مراقب الگوی پرستش شخصیت باشید. وقتی هویت یک جماعت تا آنجا درگیر یک معلم خاص می‌شود که تصحیح را رد کند یا حاضر نباشد صداهای دیگر را در نظر بگیرد، چیزی اشتباه شده است. خداوند، نه هیچ معلم انسانی، سر کلیسای خویش است.

پرسش‌های رایج

اگر ایمانداران بالغ در جماعت ما در یک نکته‌ی آموزه‌ای اختلاف داشتند چه کنیم؟

اول — آیا این یک اصل ثابت است یا یک موضوع ثانوی؟ اگر اصل ثابت است، جماعت باید با هم نزد خداوند و نوشته‌های مقدس بروند تا وضوح حاصل شود. اگر ثانوی است، جماعت می‌تواند موضع‌های مختلف را در محبت داشته باشد (رومیان ۱۴) بدون اینکه وحدت را بشکند. مهارت در دانستن اینکه کدام است نهفته است، و وسوسه این است که مسائل ثانوی را به اصول ارتقا دهیم. در برابر این وسوسه مقاومت کنید.

آیا می‌توانیم به اعتقادنامه‌های تاریخی اعتماد کنیم؟

قدیمی‌ترین اعتقادنامه‌ها (اعتقادنامه‌ی رسولان، اعتقادنامه‌ی نیقیه) ایمان اساسی کلیسا را در تقریباً تمام سنت‌ها برای تقریباً دو هزار سال خلاصه می‌کنند. آن‌ها کتاب مقدس نیستند، اما خلاصه‌های وفادارانه‌ای از آنچه کتاب مقدس در اصول می‌آموزد هستند. خواندن آن‌ها، حتی استفاده از آن‌ها در عبادت، می‌تواند لنگری مفید باشد — به شرط اینکه مشتق از کتاب مقدس تلقی شوند، نه بالاتر از آن.

با متونی که نمی‌فهمیم چه کنیم؟

بیشتر کتاب مقدس روشن است. چیزهای روشن، چیزهای اصلی هستند. جایی که یک متن واقعاً دشوار است، آن را در بافتش بررسی کنید، با متون روشن‌تر در همان موضوع مقایسه کنید، با تفاسیر وفادار مشورت کنید و با ایمانداران بالغ بحث کنید. اگر بعد از همه‌ی اینها همچنان نامفهوم ماند، آن را با فروتنی نگه دارید. وقتی خیلی چیز روشن است، آموزه را بر چیز نامفهوم بنا نکنید.

درباره‌ی تناقضات ظاهری در کتاب مقدس چه بگوییم؟

در تقریباً هر مورد، بررسی دقیق نشان می‌دهد که آنچه به نظر تناقض می‌رسید تفاوت دیدگاه، حقیقت مکمل یا بافت نادیده گرفته‌شده بود. جایی که دشواری واقعی باقی می‌ماند، ایماندار اعتماد می‌کند که کتاب مقدس از درک فعلی ما از آن معتبرتر است. بسیاری از «تناقضاتی» که نسل‌های قبلی را آشفته می‌کرد با باستان‌شناسی بهتر، مطالعه‌ی دست‌نوشته‌ها یا خواندن دقیق‌تر حل شده است. کتاب مقدس هزاران سال موشکافی را تاب آورده است.

آیا باید تفاسیر بخوانیم؟

با احتیاط، بله. تفاسیر خوب کار دقیق ایمانداران بالغی هستند که نشان می‌دهند در کتاب مقدس چه دیده‌اند. آن‌ها کتاب مقدس نیستند. آن‌ها را با همان تشخیص بیریه‌ایانه‌ای که به هر تعلیمی می‌آورید بخوانید. برای متون دشوار، پس‌زمینه‌ی تاریخی و فرهنگی، و دیدن دیدگاه‌هایی که به تنهایی به آن‌ها نمی‌رسیدید بیشترین فایده را دارند.

اگر معلمی که از او بهره برده‌ایم برخی خطاها را تعلیم دهد چه کنیم؟

این اتفاق خواهد افتاد. تقریباً هر معلمی نقاط کور دارد. پاسخ درست نه بیرون انداختن همه‌ی آنچه تعلیم داده‌اند است، نه دفاع از همه‌ی آنچه تعلیم می‌دهند. آنچه کتاب مقدسی است بگیرید. آنچه نیست رها کنید. برای معلم دعا کنید. با احترام صحبت کنید. ایماندار مسئول خداوند است برای آنچه دریافت می‌کند و تعلیم می‌دهد، مهم نیست چه کسی اول آن را گفت.

سخن پایانی

کلیسای خانگی یا جماعت کوچکی که یاد نمی‌گیرد کتاب مقدس را به‌درستی تفسیر کند، در هیچ شکل کتاب مقدسی سالمی دوام نخواهد آورد. فشارهای آموزه‌ای از بیرون — تعلیم دروغ، انحراف فرهنگی، شخصیت‌های فریبنده، آموزه‌های تازه — مداوم هستند. تنها ثبات، فهم شخصی ایماندار از کتاب مقدس، انضباط مشترک جماعت در آزمودن، و کار روشنگرانه‌ی روح است در حالی که با هم تسلیم متن می‌شویم.

این بار نیست. این هدیه است. این میراث هر ایماندار است که کلام خدا را بشناسد، آن را بخواند، آن را بپذیرد، تسلیم آن شود، توسط آن متحول شود. اصل اصلاح‌طلبانه‌ی کتاب مقدس به‌عنوان دسترسی شخصی ایماندار — نه فیلتر شده انحصاراً از طریق روحانیون — بازیابی واقعیت عهد جدید بود. کلیسای خانگی و جماعت کوچک در این بازیابی زندگی می‌کنند و نباید آن را از طریق تنبلی، وابستگی به شخصیت‌ها یا تمایل به اینکه به جای جستجوی نوشته‌های مقدس به آن‌ها گفته شود چه باور کنند از دست بدهند.

باشد که بیریه‌ای باشیم. باشد که تعلیم را با آمادگی بپذیریم، هر روز آن را با متن بیازماییم، آنچه نیکوست نگه داریم، و آن نوع جماعتی باشیم که خداوند می‌تواند حقیقتش را در نسلی که آن را اغلب رها کرده به آن بسپارد.

کلام تو چراغ پای من است و روشنایی راه من.

— مزامیر ۱۱۹:‏۱۰۵ (کتاب مقدس هزاره نو)

نکات کلیدی

  • کتاب مقدس از دهان خدا دمیده شده و آخرین مرجع است — هر منبع دیگر تعلیم، از جمله محترم‌ترین معلم انسانی، باید با آن آزموده شود (دوم تیموتائوس ۳:‏۱۶–۱۷، کتاب مقدس هزاره نو)
  • الگوی بیریه‌ایان معیار است: تعلیم را با آمادگی بپذیرید، هر روز در نوشته‌های مقدس جستجو کنید تا تأیید کنید (اعمال رسولان ۱۷:‏۱۱، کتاب مقدس هزاره نو)
  • بافت همه چیز است — بافت فوری، بافت کتاب، بافت کل کتاب مقدس، بافت تاریخی و فرهنگی، ژانر — بیشتر خطای آموزه‌ای از خواندن آیات بیرون از زمینه‌شان می‌آید
  • کتاب مقدس کتاب مقدس را تفسیر می‌کند — متون روشن‌تر، متون نامفهوم را روشن می‌کنند؛ شهادت کلی چارچوب را تشکیل می‌دهد
  • تعلیم صحیح مسیح را برمی‌افرازد، از خط کتاب مقدس دفاع می‌کند، میوه‌ی خداپسند به بار می‌آورد، با ایمان رسولی تاریخی همسو است و به توبه و پارسایی فرا می‌خواند
  • تعلیم دروغ از کتاب مقدس روشن منحرف می‌شود، صلیب را با خودیاری جایگزین می‌کند، اخلاق کتاب مقدسی را انکار می‌کند، تفرقه و سازش تولید می‌کند و معلم را به جای مسیح مرکز می‌کند
  • میان اصول ثابت (تثلیث، الوهیت مسیح، رستاخیز، نجات از طریق فیض به وسیله‌ی ایمان، اقتدار کتاب مقدس و غیره) و مسائل ثانوی (جزئیات آخرالزمانی، شیوه‌ی تعمید، کاربرد عطایا و غیره) تمایز قائل شوید — رومیان ۱۴ بر مسائل ثانوی حاکم است
  • جماعت کتاب‌های کامل می‌خواند، کاربرد را بحث می‌کند، برای فهم دعا می‌کند، با هم تسلیم کلام می‌شود و معلمان موهبت‌یافته را زیر کتاب مقدس خوش‌آمد می‌گوید
  • معلمان وفادار را احترام بگذارید بدون اینکه بت‌پرستی کنید — از بسیاری بیاموزید، با کتاب مقدس بیازمایید، از الگوهای پرستش شخصیت امتناع کنید
  • کلیسای خانگی و جماعت کوچک در بازیابی کتاب مقدس به‌عنوان میراث هر ایماندار زندگی می‌کنند — این را از طریق تنبلی یا وابستگی به شخصیت‌ها از دست ندهید