هنگامی که روحالقدس بر ایمانداری نازل میشود یا در اجتماع ایمانداران حرکت میکند، عطایا میآورد. نه فواید معنوی انتزاعی — بلکه تجلیاتی واقعی، قابل مشاهده و ملموس که بدن را بنا میکند و حضور خدا را نشان میدهد.
عطاها گوناگوناند، اما روح یکی است. خدمتها گوناگوناند، اما خداوند یکی است. و فعالیتها گوناگوناند، اما خدا که همه چیز را در همه کس به عمل میآورد یکی است. اما تجلی روح به هر کس برای منفعت همه داده میشود.
— اول قرنتیان ۱۲:۴–۷ (ترجمه تفسیری)
پولس نُه عطیه مشخص را برمیشمارد که روح در میان ایمانداران هنگام اجتماع توزیع میکند. هر کدام واقعی است. هر کدام برای امروز است. هر کدام وقتی در محبت و نظم عمل کند بدن را بنا میکند. و همه آنها در مشارکتهایی که از معجزات متعارف عهد جدید روی برگرداندهاند، کنار گذاشته میشوند.
این مقاله هر نه عطیه را بررسی میکند، توضیح میدهد هر کدام چیست، نمونههای کتابمقدسی میآورد، و نشان میدهد چگونه در یک مشارکت وفادار عمل میکنند. همچنین به اعتراضهای رایج — از جمله ادعای «توقفگرایان» مبنی بر اینکه عطایا با دوران رسولی پایان یافته — مستقیماً پاسخ میدهد.
نُه عطیه — اول قرنتیان ۱۲:۸–۱۰
به یکی از طریق روح، کلام حکمت داده میشود؛ به دیگری از طریق همان روح، کلام علم؛ به دیگری، ایمان به واسطه همان روح؛ به دیگری، عطایای شفا به واسطه همان روح؛ به دیگری، قدرت معجزات؛ به دیگری، نبوت؛ به دیگری، تشخیص ارواح؛ به دیگری، انواع زبانها؛ و به دیگری، ترجمه زبانها. اما همه اینها را همان روح واحد انجام میدهد و آنها را به هر کس آنگونه که میخواهد میبخشد.
— اول قرنتیان ۱۲:۸–۱۱ (ترجمه تفسیری)
نُه عطیه مشخص. هر کدام نامبرده شده. هر کدام از روح یکسان داده شده. هر کدام آنگونه که او میخواهد توزیع میشود — نه کسب میشود، نه انتخاب میشود، نه با تلاش دینی ساخته میشود.
عطایا در سه گروه خوشهبندی میشوند که هر کدام بُعد متفاوتی از نحوه حرکت روح در بدن را میپوشانند:
- عطایای وحیانی — کلام حکمت، کلام علم، تشخیص ارواح
- عطایای قدرت — ایمان، عطایای شفا، قدرت معجزات
- عطایای کلامی — نبوت، انواع زبانها، ترجمه زبانها
برخی معلمان آنها را به شکل دیگری سازماندهی میکنند و این دستهبندیها با هم همپوشانی دارند. اما این گروهبندی به مشارکت کمک میکند تشخیص دهد کدام عطایا در حال عمل است، کدام نیست، و روح ممکن است بخواهد کجا حرکت کند.
عطایای وحیانی
این سه عطیه به بدن دانشی میدهد که جز از این راه نمیتوانست داشته باشد — درباره شخصی، وضعیتی، یا واقعیتی روحانی.
کلام حکمت
کلام حکمت، سخنی است که روح میدهد و حکمت خدا را در موقعیتی خاص به ارمغان میآورد. این همان حکمت طبیعی یا تجربه انباشته نیست. ماورای طبیعی است — جرقهای از بینش الهی که چیزی را حل میکند که استدلال طبیعی از حل آن عاجز است.
اما خدا آنها را از طریق روح خود به ما آشکار کرده است؛ زیرا روح همه چیز را کاوش میکند، حتی اعماق خدا را.
— اول قرنتیان ۲:۱۰ (ترجمه تفسیری)
نمونههای کتابمقدسی شامل این موارد است: قضاوت سلیمان در اختلاف دو زنی که هر دو مدعی یک نوزاد بودند (اول پادشاهان ۳:۱۶–۲۸ — «حکمت خدا در او بود تا عدالت را اجرا کند»)، پاسخ پطرس به حنانیا و صفیرا (اعمال رسولان ۵:۱–۱۱)، و شورای اعمال رسولان ۱۵ که بحران عقیدتی را با کلماتی حل کرد که «روحالقدس و ما صلاح دیدیم» (اعمال رسولان ۱۵:۲۸).
در یک مشارکت امروزی، کلام حکمت اغلب زمانی میآید که بدن با سؤالی دشوار دست و پنجه نرم میکند — درباره عقیده، جهتگیری، یا نحوه برخورد با موقعیتی سخت. روح کلامی روشنگر را در ذهن کسی — اغلب کسی غیرمنتظره — میاندازد که آنچه را با تأمل تنها نمیشد حل کرد، حل میکند.
کلام علم
کلام علم، سخنی است که روح میدهد و اطلاعات خاصی را آشکار میکند که گوینده به طور طبیعی نمیتوانست بداند — درباره شخصی، وضعیتی، نیازی، اغلب چیزی پنهان که باید به آن پرداخته شود.
روشنترین نمونه در کتابمقدس، عیسی با زن سامری است: «درست گفتی که شوهر ندارم؛ زیرا پنج شوهر داشتی و آنکه اکنون داری شوهرت نیست» (یوحنا ۴:۱۷–۱۸). خداوند گذشته و وضعیت حال او را به طور ماورای طبیعی میدانست. او منبع آن را شناخت: «آقا، میبینم که نبی هستی» (یوحنا ۴:۱۹).
در یک مشارکت امروزی، کلمات علم اغلب در دو موقعیت ظاهر میشوند: در بشارت (شخصی با نیازی خاص شناسایی میشود و خدمت با دقتی شگفتانگیز به آن نیاز میپردازد) و در خدمت شبانی (چیزی که پنهان بود آشکار میشود و اجازه میدهد شفا یا بازگشت آغاز شود). اینها ایمان را به شدت تقویت میکنند چون با وسایل طبیعی قابل توضیح نیستند.
تشخیص ارواح
این عطیه به ایماندار توانایی میدهد تا واقعیتهای روحانی پشت آنچه در حال رخ دادن است را تشخیص دهد — اینکه آیا منبع روحالقدس است، روح انسانی، یا روحی شیطانی.
پولس این را در اعمال رسولان ۱۶:۱۶–۱۸ نشان داد، هنگامی که کنیزی با روح کهانت پشت سر رسولان میآمد. اگرچه کلماتش مانند تأیید به نظر میرسید، پولس تشخیص داد واقعاً چه چیزی پشت آنهاست و روح را بیرون کرد. پطرس فریب حنانیا و صفیرا را تشخیص داد (اعمال رسولان ۵:۳) و آنچه را در حال رخ دادن بود نام برد.
مشارکتی که این عطیه در آن عمل نمیکند در برابر فریب آسیبپذیر است — در برابر تأثیرات روحانی که به صورت راهنمایی خداوند ظاهر میشوند، در برابر تعلیم آلودهای که کتابمقدسی به نظر میرسد، در برابر افرادی که ظاهرشان با واقعیت روحانیشان مطابقت ندارد. مشارکتی که این عطیه در آن عمل میکند حمایتی دارد که تعلیم عقیدتی به تنهایی نمیتواند فراهم کند.
عطایای قدرت
این سه عطیه قدرت ماورای طبیعی خدا را در موقعیتهای خاص آزاد میکنند.
عطیه ایمان
این، ایمان نجاتبخشی که هر ایماندار دریافت میکند نیست. یک موج ماورای طبیعی ایمان است که روح میدهد — ایمان برای موقعیت غیرممکن خاصی، فراتر از آنچه سطح عمومی ایمان ایماندار میتواند به تنهایی حفظ کند.
پطرس که روی آب راه رفت (متی ۱۴:۲۸–۲۹ — تا اینکه چشمانش از خداوند برگشت) یک نمونه است. کلیسای اولیه که برای جرأت دعا کرد و دید مکان لرزید (اعمال رسولان ۴:۳۱) نمونه دیگری است. ایمانی که «کوهها را جابجا میکند» (اول قرنتیان ۱۳:۲) در لحظاتی اعمال میشود که ایماندار به سادگی میداند — میداند خدا آنچه گفته انجام خواهد داد — و بر اساس آن عمل میکند.
به خدا ایمان داشته باشید. زیرا بهراستی به شما میگویم، هر که به این کوه بگوید: بلند شو و به دریا بیفت، و در دل خود شک نکند، بلکه ایمان داشته باشد که آنچه میگوید واقع میشود، هر چه بگوید برایش حاصل خواهد شد.
— مرقس ۱۱:۲۲–۲۳ (ترجمه تفسیری)
در یک مشارکت امروزی، عطیه ایمان اغلب زمانی ظاهر میشود که یک ایماندار ناگهان — فراتر از آنچه قابل توضیح باشد — مطمئن است که خداوند کاری انجام خواهد داد. آن را بیان میکند. دیگران از ایمان او ایمان دریافت میکنند. بدن بر اساس آن کلام عمل میکند و خداوند حرکت میکند.
عطایای شفا
جمع بودن آن اهمیت دارد. پولس «عطیه شفا» نمینویسد بلکه «عطایای شفا» مینویسد — عطایای متعدد برای انواع مختلف شفا. روح ممکن است به یک ایماندار فیض خاصی برای شفای دستهای خاص بدهد — جراحت جسمی، بیماری، زخم عاطفی، مشکلات نسلی. یا ممکن است عطیه را به طور گسترده توزیع کند، به طوری که ایمانداران مختلف شاهد پاسخ انواع مختلف شفا به دعایشان باشند.
آیا کسی در میان شما بیمار است؟ پیشوایان کلیسا را بخواند تا با روغن در نام خداوند بر او دست گذارند و برایش دعا کنند. دعای ایمان آن بیمار را شفا خواهد داد و خداوند او را برخواهد خیزاند؛ و اگر گناهی کرده باشد آمرزیده خواهد شد.
— یعقوب ۵:۱۴–۱۵ (ترجمه تفسیری)
و این معجزات در پی کسانی خواهد آمد که ایمان میآورند... بر بیماران دست خواهند گذاشت و بهبود خواهند یافت.
— مرقس ۱۶:۱۷–۱۸ (ترجمه تفسیری)
یک مشارکت وفادار جایی است که بیماران برای آنها دعا میشود و شفا مییابند. نه همیشه در زمانبندی یا به روشی که انتظار میرفت — حاکمیت خدا واقعی است و نه هر دعا برای شفا پاسخ مرئی فوری دریافت میکند. اما شفا در بدنی که این عطایا در آن مورد استقبال و در ایمان اعمال میشود، امری عادی است. وعده مرقس ۱۶ برای کسانی است که ایمان دارند، نه برای طبقهای خاص از شفادهندگان.
قدرت معجزات
معجزه دخالتی ماورای طبیعی است که از آنچه شفا به تنهایی پوشش میدهد فراتر میرود — تکثیر غذا، آرام کردن طوفان، رهایی از زندان بسته، برخیزاندن مردگان. کلیسای اولیه همه اینها را دید.
و بر رسولان هیبت عظیمی بود و معجزات و آیات بسیاری انجام میشد.
— اعمال رسولان ۲:۴۳ (ترجمه تفسیری)
و به دست رسولان معجزات و آیات بسیاری در میان قوم انجام میشد.
— اعمال رسولان ۵:۱۲ (ترجمه تفسیری)
معجزات امروز هم رخ میدهند. همان خداوند هنوز حرکت میکند. مشارکتی که در ایمان گام برمیدارد و عملکرد کامل روح را میپذیرد، چیزهایی خواهد دید که نمیتواند توضیح دهد — تأمینی که از ناکجا آمد، موقعیتهایی که برخلاف هر پیشبینی طبیعی حل شدند، ماورای طبیعی که با نتایجی که بدون تردید به خداوند اشاره میکنند وارد طبیعی میشود.
عطایای کلامی
این سه عطیه سخن میگویند — کلام خداوند را، به زبان اجتماع یا به زبانها، در لحظه میآورند.
نبوت
نبوت، سخنی است که روح برمیانگیزد و بدن را بنا میکند، تشویق میکند، یا تسلی میدهد — یا هنگامی که لازم است هشدار میدهد و اصلاح میکند.
اما کسی که نبوت میکند با مردم برای بنای ایمان و تشویق و دلداری سخن میگوید.
— اول قرنتیان ۱۴:۳ (ترجمه تفسیری)
در پی محبت باشید و عطایای روحانی را با اشتیاق بطلبید، خصوصاً آنکه نبوت کنید.
— اول قرنتیان ۱۴:۱ (ترجمه تفسیری)
پولس به تمام کلیسای قرنتس میگوید که نبوت را بطلبند. نه فقط چند نفر. نه فقط رهبران. تمام بدن. چرا؟ چون سخن نبوتی زیر هدایت روح یکی از پایدارترین راههایی است که بدن بنا میشود.
توجه داشته باشید به این تمایز: هر ایمانداری میتواند زیر هدایت روح نبوت کند (اول قرنتیان ۱۴:۵، ۳۱). هر ایمانداری نبی نیست (افسسیان ۴:۱۱، عطیه خدمت ثابت). عطیه نبوت به طور گستردهای در سراسر بدن عمل میکند؛ منصب نبی به خادمان خاصی داده میشود.
نبوت در اجتماع عهد جدید سنجیده میشود (اول قرنتیان ۱۴:۲۹). نه هر کلام نبوتی بالغ است. نه هر کلام نبوتی بدون تأیید قابل عمل است. بدن به مرور زمان یاد میگیرد به کدام صداها در عمق اعتماد کند و چطور آنچه میآید را بسنجد.
انواع زبانها
عطیه زبانها، سخن ماورای طبیعی به زبانی است که گوینده نیاموخته. در اعمال رسولان ۲، زبانها، زبانهای شناختهشدهای بودند که شنوندگان از ملتهای گوناگون میفهمیدند (اعمال رسولان ۲:۶–۱۱). در اول قرنتیان، زبانها معمولاً زبانهای ناشناسی هستند که در اجتماع نیاز به ترجمه دارند.
زیرا کسی که به زبانها سخن میگوید نه با مردم بلکه با خدا سخن میگوید؛ چون هیچ کس او را نمیفهمد و او در روح اسرار بیان میکند.
— اول قرنتیان ۱۴:۲ (ترجمه تفسیری)
کسی که به زبانها سخن میگوید خود را بنا میکند، اما کسی که نبوت میکند کلیسا را بنا میکند.
— اول قرنتیان ۱۴:۴ (ترجمه تفسیری)
زبانها در دو موقعیت اصلی عمل میکنند. در دعای شخصی، ایماندار در روح با خدا سخن میگوید، خود را بنا میکند، و چیزهایی را دعا میکند که درک طبیعی نمیتوانست. روح از طریق آنها شفاعت میکند (رومیان ۸:۲۶). بسیاری از ایمانداران بالغ مییابند که دعا به زبانها حساسیتی نسبت به روح را حفظ میکند که هیچ چیز دیگری آن را تکرار نمیکند.
در اجتماع، زبانها به شکل متفاوتی عمل میکنند — همیشه با ترجمه، محدود به دو یا سه نفر در یک جمع (اول قرنتیان ۱۴:۲۷)، تا بدن بنا شود نه گیج.
ترجمه زبانها
این عطیه معنای زبانی را که در اجتماع گفته شده میدهد. نتیجه این است که آنچه به زبانی ناشناس گفته شده اکنون تمام بدن را بنا میکند، همانطور که نبوت میکند.
پس کسی که به زبانها سخن میگوید دعا کند که ترجمه هم بکند. زیرا اگر به زبانها دعا کنم، روحم دعا میکند اما ذهنم بیثمر است.
— اول قرنتیان ۱۴:۱۳–۱۴ (ترجمه تفسیری)
گاهی همان شخص به زبانها سخن میگوید و ترجمه میکند. گاهی افراد مختلف. روح آنگونه که میخواهد توزیع میکند. مشارکتی که هر دو عطیه را با هم میپذیرد میبیند که زبانها به شکلی که پولس در اجتماع در نظر داشت عمل میکنند — نه به عنوان عطیهای خصوصی که به طور عمومی اعمال میشود، بلکه به عنوان وسیلهای برای اینکه روح چیز خاصی را به بدن بگوید.
سؤال توقفگرایی
برخی تعلیم میدهند که عطایای روح با دوران رسولی پایان یافت — هنگامی که عهد جدید کامل شد و رسولان اصلی درگذشتند، عطایا (ادعا میشود) متوقف شدند. این دیدگاه توقفگرایی نامیده میشود. لایق یک پاسخ صادقانه است.
استدلال توقفگرایان اساساً بر دو استدلال و یک متن واحد تکیه دارد.
استدلال «کامل» — اول قرنتیان ۱۳:۸–۱۰
محبت هرگز از میان نمیرود. اما نبوتها نابود خواهد شد؛ زبانها خاموش خواهند گشت؛ و علم نیز نابود خواهد شد. زیرا ما بخشی میدانیم و بخشی نبوت میکنیم. اما چون آنچه کامل است بیاید، آنچه ناقص است نابود خواهد شد.
— اول قرنتیان ۱۳:۸–۱۰ (ترجمه تفسیری)
توقفگرایان ادعا میکنند «آنچه کامل است» به مجموعه کانون عهد جدید تکمیلشده اشاره دارد — و بنابراین هنگامی که کانون تمام شد، عطایا متوقف شدند. متن واقعاً این را پشتیبانی نمیکند. دو آیه بعدی را بخوانید:
زیرا اکنون در آینهای به صورت مبهم میبینیم، اما آنگاه رو در رو. اکنون بخشی میشناسم، اما آنگاه همانگونه که شناخته شدهام خواهم شناخت.
— اول قرنتیان ۱۳:۱۲ (ترجمه تفسیری)
«رو در رو.» شناختن آنگونه که شناخته شدهایم. این بسته شدن کانون نیست. این بازگشت مسیح است — هنگامی که او را رو در رو ببینیم و به طور کامل بشناسیم. تا آن هنگام، ناقص — از جمله عطایای روح — ادامه مییابد. استدلال پولس عکس آن چیزی است که توقفگرایان از آن میسازند: عطایا تا بازگشت مسیح ادامه خواهند یافت، در آن نقطه دیگر نیازی به آنها نیست چون در حضور مستقیم او خواهیم بود.
استدلال «نشانه رسولی»
توقفگرایان همچنین استدلال میکنند که عطایا به طور خاص نشانههایی بودند که رسولان را تصدیق میکردند، و بنابراین با مرگ رسولان پایان یافتند.
این ادعا از کتابمقدس قابل پشتیبانی نیست. عطایا به تمام بدن داده شدند، نه فقط به رسولان (اول قرنتیان ۱۲:۷، «به هر کس»). از طریق ایمانداران عادی عمل کردند — استفانس و فیلیپس، که هیچکدام رسول نبودند، هر دو در نشانهها و معجزات حرکت کردند (اعمال رسولان ۶:۸، ۸:۶–۷). خدمت استفانس به شهادت او انجامید، و خدمت دیاکون-سپس-مبشر فیلیپس مدتها پس از ارجاع اولیهاش ادامه یافت. ایمانداران در کلیساهایی که پولس به آنها نوشت — نه رسولان — عطایا را عمل میکردند، که به همین دلیل پولس باید دستوراتی درباره نحوه عملکرد عطایا در اجتماعاتشان میداد.
شاهد عملی
فراتر از استدلالهای متنی، شاهد عملی حرکت مستمر روح در طول دو هزار سال تاریخ کلیسا وجود دارد. عطایا هرگز به طور کامل متوقف نشدند. در احیاها، در موقعیتهای تبشیری، در بیداریها، در مناطقی که انجیل بر سرزمین جدیدی پیش میرود جاری بودهاند. خداوند از دادن عطایایش دست برنداشته چون کلیسای نهادی با آنها احساس ناراحتی کرد.
چگونه عطایا به درستی عمل میکنند
مشارکتی که عطایا را میپذیرد باید آنچه را کتابمقدس درباره نحوه عملکردشان تعلیم میدهد نیز بپذیرد.
در محبت
اگر به زبان مردم و فرشتگان سخن گویم، اما محبت نداشته باشم، مانند طبل توخالی یا سنج پر سروصدا هستم.
— اول قرنتیان ۱۳:۱ (ترجمه تفسیری)
عطایا بدون محبت سر و صداست. محبت آنها را مؤثر میکند. مشارکتی که عطایا را دنبال میکند بدون اینکه محبت را دنبال کند ویرانی به بار میآورد. مشارکتی که هر دو را با هم دنبال میکند گواهی عهد جدید را تولید میکند — عطایایی که در محبت عمل میکنند، بدن را بنا میکنند، جویندگان را به مسیح میکشانند.
در نظم
دستورالعملهای اول قرنتیان ۱۴ اختیاری نیستند. دو یا سه نفر به زبانها با ترجمه سخن میگویند. دو یا سه نبی، با اینکه دیگران داوری کنند. یکی یکی، تا همه بیاموزند. ارواح انبیا تابع انبیاست. نظم، آرامش، بنا — نه آشفتگی.
در ایمان
عطایا با ایمان عمل میکنند، نه با فرمول. ایماندار نمیتواند آنها را با تلاش دینی بسازد. وقتی بدن ایمان دارد خدا آنچه میگوید انجام خواهد داد جاری میشوند — هنگامی که ایمان در جریان است، هنگامی که انتظار واقعی است، هنگامی که خداوند به عنوان دهنده عطایا احترام مییابد.
در طلب
در پی محبت باشید و عطایای روحانی را با اشتیاق بطلبید، خصوصاً آنکه نبوت کنید.
— اول قرنتیان ۱۴:۱ (ترجمه تفسیری)
عطایا باید طلب شوند. خواسته شوند. با اشتیاق جسته شوند. مشارکتی که میگوید «اگر روح بخواهد عطایا بدهد، میدهد» بدون اینکه فعالانه آنها را بطلبد، معمولاً چیز زیادی نمیبیند. مشارکتی که طلب میکند — تعلیم درباره عطایا، تشویق ایمانداران به قدم گذاشتن، فراهم کردن فضا برای عملکردشان، ارائه بازخورد و اصلاح — عطایا را میبیند که در طول زمان توسعه و بالغ میشوند.
بدون بتپرستی
عطایا هدف نیستند. خداوند هدف است. یک مشارکت میتواند چنان روی عطایا متمرکز شود که دهنده عطایا تحتالشعاع قرار گیرد. بدنی وفادار تمرکز را بر مسیح نگه میدارد — شخصیتش، کلامش، مأموریتش — و عطایا را به عنوان تأمین او برای بنای بدن میپذیرد، نه به عنوان جذابیت اصلی.
سؤالات رایج
چگونه عطیهای را که فعلاً ندارم دریافت کنم؟
بخواه. عطایا آنگونه که روح میخواهد توزیع میشوند (اول قرنتیان ۱۲:۱۱)، اما پولس به تمام کلیسا میگوید آنها را با اشتیاق بطلبند (اول قرنتیان ۱۴:۱). دعا کن. اجازه بده ایمانداران بالغ با تو دعا کنند. جایی که حس میکنی او هدایت میکند قدم بگذار — یک کلام بیاور، بر کسی دست بگذار، برای نشانهای تأییدی بخواه. عطایا اغلب از طریق استفاده توسعه مییابند. بسیاری از ایمانداران آنچه را طلب میکنند دریافت میکنند.
اگر کلام نبوتی آوردم و اشتباه از کار درآمد چه؟
دربارهاش صادق باش. در صورت لزوم عذرخواهی کن. قابل تعلیم بمان. اکثر عطایای نبوتی از طریق تجربه بالغ میشوند — از جمله کلماتی که از دست رفتند و با مهربانی توسط ایمانداران بالغ اصلاح شدند. بدن یاد میگیرد بسنجد، و ایماندار یاد میگیرد واضحتر تشخیص دهد. دستور پولس به دیگران اجازه داوری بدهند (اول قرنتیان ۱۴:۲۹) از همه — از جمله گوینده — محافظت میکند.
آیا زبانها برای پر شدن از روح لازم است؟
کتاب اعمال رسولان زبانها را همراه با پر شدن از روح در موارد متعددی نشان میدهد (اعمال رسولان ۲:۴، ۱۰:۴۴–۴۶، ۱۹:۶). بسیاری از ایمانداران بالغ نتیجه میگیرند که زبانها معمولاً بخشی از پر شدن روح هستند. دیگران بدون آن شواهد خاص با خداوند قدم زدهاند. آنچه روشن است: زبانها عطیهای است در دسترس ایمانداران، برای دعا و بنا مفید است، و خداوند امروز هم این عطیه را میدهد. اگر آن را دریافت نکردهای و مایلی، از او بخواه و بخواه ایمانداران بالغ با تو دعا کنند. او خوشحال میشود روح و عطایایش را به کسانی که میخواهند بدهد.
درباره معجزاتی مثل آنچه رسولان انجام دادند چطور؟
اعمال رسولان ۲:۴۳ و ۵:۱۲ به طور خاص نشانهها و معجزات بسیاری را به رسولان نسبت میدهند، اما عطایا محدود به رسولان نیستند. استفانس، فیلیپس، و ایمانداران عادی در کلیساهایی که پولس به آنها نوشت همه در قدرت ماورای طبیعی حرکت کردند. همان خداوند امروز هم فعال است. مشارکتی که در ایمان قدم میزند و عملکرد کامل روح را میپذیرد خواهد دید آنچه او انتخاب میکند انجام دهد — گاهی شفای عادی، گاهی چیزهایی که فقط میتوان معجزه نامید.
اگر مشارکت ما از عطایا به دلیل سوءاستفادههای گذشته بترسد چطور؟
این واقعیتی صادقانه است، و خداوند میفهمد. آهسته شروع کن. اول قرنتیان ۱۲ و ۱۴ را با دقت تعلیم بده. عطایا را در زمینه صحیح کتابمقدسیشان بپذیر — در محبت، در نظم، با داوری پیشوایان. اکثر مشارکتها مییابند که ابراز سالم عطایا زخمهای ابراز ناسالمی را که ممکن است در جای دیگر شاهد بودهاند شفا میدهد. پاسخ به سوءاستفاده، استفاده کتابمقدسی است، نه اجتناب.
سخن پایانی
عطایای روحالقدس ویژگیهای اختیاری کلیسای عهد جدید نیستند. بخشی از نحوه بنای بدن، نحوه دستیابی به گمشدگان، نحوه حرکت خداوند در قوم خود، و نحوه تبدیل شدن ماورای طبیعی به امر عادی در کسانی هستند که با او قدم میزنند.
اما تجلی روح به هر کس برای منفعت همه داده میشود.
— اول قرنتیان ۱۲:۷ (ترجمه تفسیری)
به هر کس. برای منفعت همه. عطایا داده شدهاند. خداوند در حال حرکت است. سؤال این است که آیا قوم او آنچه را او انجام میدهد میپذیرند یا به کمتر از آنچه او فراهم کرده قانع میشوند.
نکات کلیدی
- روحالقدس نُه عطیه مشخص به بدن میدهد (اول قرنتیان ۱۲:۸–۱۰) — کلام حکمت، کلام علم، ایمان، عطایای شفا، قدرت معجزات، نبوت، تشخیص ارواح، زبانها، ترجمه
- عطایا در دستههای وحیانی، قدرت، و کلامی خوشهبندی میشوند — هر کدام بُعد متفاوتی از نحوه حرکت روح در بدن را پوشش میدهند
- ادعای توقفگرایان مبنی بر اینکه عطایا با دوران رسولی پایان یافتند از نظر کتابمقدسی درست نیست — پولس میگوید ناقص تا «رو در رو» ادامه مییابد (اول قرنتیان ۱۳:۱۲)، بازگشت مسیح
- عطایا در محبت (اول قرنتیان ۱۳)، در نظم (اول قرنتیان ۱۴:۳۳، ۴۰)، در ایمان، و در طلب فعال (اول قرنتیان ۱۴:۱) عمل میکنند
- هر ایمانداری میتواند عطایا را طلب کند و دریافت کند — آنها توسط روح آنگونه که میخواهد توزیع میشوند، اغلب به کسانی داده میشوند که میخواهند
- مشارکتی که عطایا را در زمینه کامل کتابمقدسیشان میپذیرد جایی میشود که ماورای طبیعی متعارف عهد جدید امری عادی میشود
- زبانها برای بنای شخصی و (با ترجمه) برای بنای بدن در اجتماع داده شدهاند