انضباط کلیسایی به روش کتاب مقدس

این سخت‌ترین موضوع در زندگی کلیسا است — و بیشترین تحریف را داشته است. کمتر موضوعی در مشارکت‌ها به اندازه انضباط بدمدیریت‌شده ویرانی به بار آورده است. و کمتر موضوعی، آنگاه که به‌شیوه کتاب مقدسی انجام شود، به اندازه این موضوع به سلامتی بدن کمک می‌کند و کسانی را که دور شده‌اند بازمی‌گرداند.

عهد جدید الگویی روشن ارائه می‌دهد. این الگو تدریجی است — با ملایمت آغاز می‌شود و تنها هنگامی که ضروری است شدت می‌یابد. حتی در تندترین مرحله‌اش ملایم است، با هدف بازگرداندن نه تحقیر. بازگردانده است، نه مجازاتی — هدفش یافتن برادر یا خواهر است، نه اخراج آنها. و همراه با اندوه است. بدنی که با امانت انضباط می‌بخشد این کار را با اشک انجام می‌دهد، نه با رضایت.

این مقاله آنچه را که کتاب مقدس واقعاً تعلیم می‌دهد بررسی می‌کند — عمدتاً متی ۱۸:‏۱۵–۱۷، اول قرنتیان ۵، غلاطیان ۶، و دوم قرنتیان ۲ — و نشان می‌دهد که چگونه یک مشارکت امین می‌تواند گناه جدی را بدون از دست دادن مسیر خود مدیریت کند. همچنین به این می‌پردازد که انضباط چه نیست، و راه‌های رایجی که در کلیساهای ناسالم به سلاح تبدیل می‌شود.

الگوی متی ۱۸ — گام‌های تدریجی

روشن‌ترین تعلیم عیسی در این موضوع در متی ۱۸ است. زمینه آن اهمیت دارد: شاگردان درباره اینکه چه کسی در پادشاهی خدا برتر است بحث می‌کردند. عیسی با تعلیمی درباره فروتنی، ارزش کوچکان، خطر لغزاندن آنها، و تلاشی که خداوند برای جستجوی گوسفند گمشده می‌کند پاسخ داد. سپس به اینکه چگونه باید با موردی که یک ایماندار به دیگری گناه می‌کند برخورد کرد پرداخت.

«اگر برادرت به تو خطا کند، برو و در خلوت با او صحبت کن. اگر سخنت را بشنود، برادرت را به دست آورده‌ای. اما اگر نشنود، یک یا دو نفر دیگر با خود ببر تا همه چیز با شهادت دو یا سه نفر ثابت شود. اگر باز هم نشنود، به کلیسا بگو. اگر از کلیسا هم نشنود، برای تو مانند یک بی‌دین یا باجگیر باشد.»

— متی ۱۸:‏۱۵–۱۷ (ترجمه هزاره نو)

سه یا چهار گام، بسته به چگونگی پیشرفت وضعیت. هر گام طراحی شده تا به برادر خاطی هر فرصت معقولی بدهد که توبه کند و بازگردانده شود، پیش از اینکه موضوع عمومی شود.

گام اول — خصوصی

برو و در خلوت با او صحبت کن.

گام اول خصوصی است. نه در فضای مجازی. نه برای دیگران. نه نزد پیشوایان. فقط شما دو نفر، رو در رو، در گفتگویی صادقانه درباره خطا.

همین گام تنها اکثریت قریب به اتفاق تعارضات را در یک مشارکت امین حل می‌کند. بیشتر توهین‌ها آنچه در ابتدا به نظر می‌رسند نیستند. بیشتر آنها سوءتفاهم، سوءارتباط، یا آسیب‌های واقعی هستند که طرف خاطی نمی‌دانسته ایجاد کرده است. یک مکالمه مستقیم و خصوصی — که با لطف و فروتنی انجام شود — آنچه را که در غیر این صورت چرکین می‌شود شفا می‌دهد.

دستور این است که برادرت را به دست آوری. هدف این نیست که در استدلال پیروز شوی یا عذرخواهی بگیری. هدف به دست آوردن است — یافتن، بازگرداندن، آشتی دادن. اگر این اتفاق بیفتد، موضوع تمام است. برادرت را به دست آورده‌ای. هیچ چیز دیگری لازم نیست.

گام دوم — یک یا دو نفر دیگر

اگر نشنود، یک یا دو نفر دیگر با خود ببر.

اگر گفتگوی خصوصی موضوع را حل نکند، گام دوم این است که یک یا دو ایماندار دیگر — بالغ، مورد اعتماد، و ترجیحاً آشنا با هر دو طرف — را در گفتگوی دومی وارد کنی. نقش آنها دوگانه است: کمک به تشخیص اینکه آیا نگرانی اولیه موجه بود (گاهی گام اول نشان می‌دهد که طرف آسیب‌دیده اشتباه می‌کرده) و خدمت به عنوان شاهد برای آنچه گفته و تصمیم گرفته می‌شود.

شاهدان آنجا نیستند که گله کنند. آنجا هستند تا عدالت و وضوح را تضمین کنند. ممکن است پس از شنیدن هر دو طرف، نتیجه بگیرند که موضوع آنچه در ابتدا تصور می‌شد نیست. ممکن است خطا را تأیید کنند و برادر خاطی را ملایمانه به توبه فراخوانند. به هر حال، موضوع با دقت مدیریت می‌شود، نه تشدید برای خاطر خودش.

اصل عهد قدیمی که عیسی نقل می‌کند — همه چیز با شهادت دو یا سه نفر ثابت شود — از همه طرف‌های درگیر محافظت می‌کند. هیچ اتهامی بر یک صدا استوار نیست. حقیقت با شاهدان کافی برای اطمینان‌بخشی ثابت می‌شود.

گام سوم — به کلیسا بگو

اگر باز هم نشنود، به کلیسا بگو.

تنها زمانی که گام‌های اول و دوم شکست خورده‌اند موضوع برای بدن عمومی می‌شود. این آستانه‌ای جدی است. بدن اکنون درگیر شده زیرا برادر از تصحیح خصوصی و مشهود امتناع کرده است.

در یک مشارکت کوچک، مشارکت بدن مستقیم است — ایمانداران که هر دو طرف را می‌شناسند موضوع را می‌شنوند، آنچه گفته می‌شود را می‌سنجند، و درخواست‌های خود را برای توبه برادر اضافه می‌کنند. در محیط‌های بزرگ‌تر، این اغلب از طریق پیشوایانی که نماینده بدن هستند اتفاق می‌افتد. اصل یکسان است: موضوع دیگر خصوصی نیست؛ خانواده‌ای که برادر خاطی ادعا می‌کند به آن تعلق دارد وارد گفتگو شده است.

هدف، همچنان، توبه است. مشارکت بدن یک التماس نهایی و سنگین است. آیا کلیسای مسیح خانواده‌اش را خواهد شنید؟ آیا از مسیری که رفته است بازخواهد گشت؟ بدن با محبت عمل می‌کند، نه محکومیت.

گام چهارم — مانند بی‌دین و باجگیر رفتار کن

اگر از کلیسا هم نشنود، برای تو مانند یک بی‌دین یا باجگیر باشد.

اگر برادر حتی بدن را هم نشنود، با او مانند کسی رفتار می‌شود که در بدن نیست. این جدی‌ترین گام است. این محکومیت ابدی نیست؛ این تشخیص است که این شخص مسیری برگزیده که او را از نظر عملی در بیرون از مشارکت بدن مسیح قرار می‌دهد.

با بی‌دینان و باجگیران چگونه رفتار می‌شد؟ عیسی از آنها دوری نمی‌کرد. با آنها غذا می‌خورد. آنها را به توبه دعوت می‌کرد. آنها را دوست داشت. اما آنها را مانند کسانی که زندگی‌شان در راستای پادشاهی خدا است رفتار نمی‌کرد. با آنها مانند کسانی رفتار می‌کرد که به انجیل نیاز داشتند.

انضباط گام چهارم همان شکل را دارد. برادر مورد نفرت نیست. با کینه‌توزی دنبال نمی‌شود. دوست داشته می‌شود. اما مانند بخشی از بدن دریافت نمی‌شود که گویی گناهش اتفاق نیفتاده. شفاعت برای توبه او ادامه می‌یابد. اگر بازگردد، با شادی بازگردانده می‌شود. تا زمانی که نبازگردد، بدن نمی‌تواند وانمود کند که شکاف ترمیم شده در حالی که نشده.

مورد شدید اول قرنتیان ۵

برخی گناهان نیاز به اقدام مستقیم‌تری از گام‌های تدریجی متی ۱۸ دارند. پولس یکی از این موارد را در اول قرنتیان ۵ مطرح می‌کند.

در واقع شنیده می‌شود که در میان شما بی‌عفتی وجود دارد — آن هم از نوعی که حتی در میان غیریهودیان نیز یافت نمی‌شود — چنانکه یکی زن پدرش را دارد! و شما متکبرید و به عوض ماتم نگرفتید تا چنین کسی از میان شما دور شود. من به‌راستی، هرچند به تن از شما دور هستم، اما به روح نزد شما حاضرم، و چنان که حاضر باشم، از پیش درباره آن که این عمل را کرده داوری کرده‌ام. وقتی که به نام خداوند ما عیسی مسیح گرد هم آمدید و روح من نیز با قدرت خداوند ما عیسی مسیح با شما بود، چنین کسی را به شیطان تسلیم کنید تا جسمش هلاک شود و روحش در روز خداوند نجات یابد.

— اول قرنتیان ۵:‏۱–۵ (ترجمه هزاره نو)

در برخورد پولس با این مورد چند چیز برجسته است.

گناه عمومی، بدنام، و بدون توبه بود

گناه آن مرد به طور گسترده‌ای شناخته شده بود — «در واقع شنیده می‌شود». او توبه نمی‌جست؛ آشکارا در گناه ادامه می‌داد. کلیسای قرنتس حتی نگران آن نبود؛ متکبر بودند. این کشمکش پنهانی نبود که برادری به غلبه بر آن نیاز داشت. این الگویی عمومی و سرکشانه بود که کلیسا در رسیدگی به آن شکست خورده بود.

بدن باید ماتم می‌گرفت

و شما متکبرید و به عوض ماتم نگرفتید.

— اول قرنتیان ۵:‏۲ (ترجمه هزاره نو)

اولین شکایت پولس فقدان اندوه بدن است. انضباط آنگاه درست انجام نمی‌شود که بدن بی‌تفاوت یا متکبر باشد. آنگاه درست انجام می‌شود که بدن بر آنچه اتفاق می‌افتد اندوهگین باشد — برادری که در خطر است، شهادتی که آسیب دیده، قدوسیت بدن که به خطر افتاده. یک مشارکت امین که مجبور به انضباط است این کار را با اشک انجام می‌دهد.

اقدام قاطع است

پس خمیرمایه کهنه را پاک کنید تا خمیر تازه‌ای باشید، چنان که فطیر هستید؛ زیرا که فِصَح ما مسیح قربانی شده است. پس عید را نگاه داریم، نه با خمیرمایه کهنه، نه با خمیرمایه بدی و شرارت، بلکه با نان فطیر خلوص و راستی. در نامه‌ام به شما نوشتم که با زناکاران معاشرت نکنید. البته منظورم همه زناکاران این دنیا یا حریصان و غارتگران یا بت‌پرستان نبود، وگرنه ناچار می‌بودید از این دنیا بیرون بروید. اما اکنون به شما می‌نویسم که با کسی که برادر نامیده می‌شود اما زناکار است یا حریص یا بت‌پرست یا فحاش یا مست یا غارتگر، معاشرت نکنید، حتی با چنین کسی غذا هم نخورید.

— اول قرنتیان ۵:‏۷–۱۱ (ترجمه هزاره نو)

در این مورد شدید، آن مرد از مشارکت دور می‌شود. بدن با او غذا نمی‌خورد که گویی همه چیز عادی است. انضباط قاطع است زیرا وضعیت آن را می‌طلبید — گناه عمومی، بدنام، و بدون توبه در بدنی که باید ماتم می‌گرفت اما نگرفت.

هدف همچنان بازگرداندن است

چنین کسی را به شیطان تسلیم کنید تا جسمش هلاک شود و روحش در روز خداوند نجات یابد.

— اول قرنتیان ۵:‏۵ (ترجمه هزاره نو)

حتی شدیدترین اقدامی که پولس تجویز می‌کند — تسلیم به شیطان — هدفش نجات روح است. هدف نابودی نیست. نجات است. کناره‌گیری مشارکت بدن برای این است که برادر را با جدیت مسیرش رو به رو کند تا شاید بازگردد و نجات یابد.

بازگرداندن در دوم قرنتیان ۲

همان مردی که در اول قرنتیان ۵ مورد انضباط قرار گرفت — بیشتر محققان نتیجه می‌گیرند — همان کسی است که پولس در دوم قرنتیان ۲ به او می‌پردازد.

برای چنین کسی این مجازاتی که اکثریت بر او نهاده‌اند کافی است، به‌طوری که اکنون برعکس باید او را ببخشید و دلداری دهید، مبادا چنین شخصی در اندوه بیش از حد غرق شود. پس از شما می‌خواهم که محبت خود را به او ثابت کنید.

— دوم قرنتیان ۲:‏۶–۸ (ترجمه هزاره نو)

انضباط کارگر افتاد. آن مرد توبه کرد. اکنون دستور پولس عکس آنچه قبلاً بود است: او را ببخشید، دلداری دهید، محبت خود را ثابت کنید.

این الگوی عهد جدید در کامل‌ترین شکلش است. انضباط آنگاه که لازم است قاطع است — و بخشش و بازگرداندن آنگاه که توبه می‌آید به همان اندازه قاطع است. مشارکتی که انضباط می‌بخشد اما بازنمی‌گرداند الگوی کتاب مقدسی را دنبال نمی‌کند. فقط نیمی از آن را انجام می‌دهد.

رویکرد غلاطیان ۶

اگر متی ۱۸ گام‌ها را می‌دهد و اول قرنتیان ۵ یک مورد شدید را، غلاطیان ۶ رویکرد را می‌دهد.

ای برادران، اگر کسی در خطایی گرفتار شد، شما که روحانی هستید چنین کسی را با روحیه‌ای ملایم اصلاح کنید، و مراقب خود باشید که مبادا شما نیز وسوسه شوید. بارهای یکدیگر را حمل کنید و بدین‌سان شریعت مسیح را به‌جا آورید.

— غلاطیان ۶:‏۱–۲ (ترجمه هزاره نو)

چند عبارت شایسته توجه دقیق است.

  • «اگر کسی در خطایی گرفتار شد» — برادر غافلگیر شده است. گناه بر او چیره شده. تصویر، سرکشی آشکار نیست بلکه لغزیدن است. بیشتر موارد انضباطی در یک مشارکت سالم این شکل را دارند. برادری گرفتار می‌شود — به شهوت، خشم، تلخی، اعتیاد، فریب. کمک نیاز دارد، نه محکومیت.
  • «شما که روحانی هستید» — انضباط کار ایمانداران بالغ است. نه نابالغان. نه غیبت‌گویان. نه متکبران. کسانی که روحانی هستند — در روح راه می‌روند، به ثمر او متصف‌اند، در سیر خود بالغ‌اند — کسانی هستند که بازگرداندن را انجام می‌دهند.
  • «چنین کسی را اصلاح کنید» — کلمه یونانی katartizō است، همان ریشه‌ای که برای بستن استخوان شکسته به کار می‌رود. این کار شفا دادن است. صبر، مهارت، ملایمت می‌طلبد. برادر شکسته است؛ ایماندار روحانی به او کمک می‌کند که شفا یابد.
  • «با روحیه‌ای ملایم» — نه با سختی. نه با شدت. با ملایمت. انضباط همانطور که خداوند آن را اداره می‌کند اعمال می‌شود — محکم آنگاه که لازم است، اما همیشه با ملایمت.
  • «و مراقب خود باشید که مبادا شما نیز وسوسه شوید» — ایماندار بازگرداننده بالاتر از کسی نیست که بازگردانده می‌شود. فردا ممکن است خودش باشد. همان جسم، همان دشمن، همان آسیب‌پذیری. فروتنی اختیاری نیست.
  • «بارهای یکدیگر را حمل کنید» — بازگرداندن مشترک است. برادر افتاده بار خود را تنها حمل نمی‌کند. بدن در کنارش می‌ایستد.

این رویکرد است. حتی در موارد شدید اول قرنتیان ۵ — که اقدام قاطع می‌طلبند — گرایش زیربنایی بدن اندوه، ملایمت، و میل به بازگرداندن است.

خطاهای رایج — چگونه انضباط از مسیر خارج می‌شود

یک مشارکت امین باید بداند انضباط چه نیست، زیرا جایگزین‌ها در محیط‌های کلیسایی ناسالم رایج‌اند.

نادیده گرفتن گام اول

یک ایماندار از دیگری آسیب می‌بیند و بلافاصله نزد دیگران می‌رود — دوستان، خانواده، پیشوایان، اینترنت — بدون اینکه مستقیماً با برادر صحبت کند. این غیبت است، نه متی ۱۸. الگویی که عیسی داد به طور خصوصی آغاز می‌شود. نادیده گرفتن گام اول نه تنها ناکارآمد است. خودش گناه است.

انضباط به عنوان کنترل

در برخی محیط‌های ناسالم، «انضباط» به ابزار کنترل تبدیل می‌شود. ایمانداری که رهبری را زیر سوال می‌برد متهم به سرکشی می‌شود. ایمانداری که مشارکت را ترک می‌کند متهم به تفرقه‌انگیزی و تحت سانسور عمومی قرار می‌گیرد. اعضای خانواده تحت فشار قرار می‌گیرند که کسانی را که رفته‌اند طرد کنند. این متی ۱۸ یا اول قرنتیان ۵ نیست. این سوءاستفاده از مقولات انضباط برای حفظ کنترل رهبری است. راه‌حل تشخیص این است که انضباط واقعی برای گناه جدی، عمومی، و بدون توبه است — نه برای مخالفت، رفتن، یا امتناع از تسلیم به رهبری کنترل‌گر.

انضباط بدون مسیر توبه

برخی مشارکت‌ها انضباط می‌بخشند بدون اینکه به عضو خاطی بگویند دقیقاً چه کرده، چه چیزی توبه را تشکیل می‌دهد، و بازگرداندن چگونه پیش خواهد رفت. برادر در گیجی رها می‌شود، بدون مسیر بازگشت. این متی ۱۸ نیست. الگوی کتاب مقدسی همیشه گناه را به وضوح نام می‌برد، توبه مشخص را می‌طلبد، و بازگرداندن را هنگامی که توبه می‌آید استقبال می‌کند.

شرمندگی عمومی به جای بازگرداندن خصوصی

برخی مشارکت‌ها موارد انضباطی را از جلو اعلام می‌کنند، اغلب با زمینه کمی، گاهی با جزئیاتی که هرگز نباید عمومی شوند. نتیجه تحقیر به جای بازگرداندن است. الگوی کتاب مقدسی تا جایی که وضعیت اجازه می‌دهد خصوصی عمل می‌کند و تنها هنگامی که گام‌های خصوصی رد شده‌اند تشدید می‌شود.

انضباط بدون بازگرداندن

گام دوم قرنتیان ۲ اغلب نادیده گرفته می‌شود. برادری توبه می‌کند، و بدن او را با گرمی باز نمی‌پذیرد. شک پایدار. طرد آرام. وضعیت دائمی درجه دوم. این کتاب مقدسی نیست. وقتی توبه می‌آید، بدن می‌بخشد، دلداری می‌دهد، و محبت را تأیید می‌کند. موضوع تمام است.

هیچ انضباطی نبودن

خطای مخالف نیز رایج است. گناه جدی در بدن نادیده گرفته می‌شود زیرا پرداختن به آن ناراحت‌کننده است. بدن رنج می‌برد. برادر خاطی کمک نمی‌شود — به او اجازه داده می‌شود دورتر برود. شهادت آسیب می‌بیند. در نهایت، شکاف‌هایی ظاهر می‌شود که می‌توانستند با انضباط امین در زمان مناسب پیشگیری شوند. راه‌حل شجاعت انجام آنچه کتاب مقدس دستور می‌دهد، به روشی که دستور می‌دهد است — تدریجی، ملایم، بازگردانده، اندوهگین.

راهنمای عملی — یک مورد فرضی

بیایید در نظر بگیریم که این ممکن است در عمل چگونه به نظر برسد. برادری در مشارکت با خشم دست و پنجه نرم می‌کند. پس از یک تعارض اخیر، او به طرز تندی با عضو دیگری صحبت کرد که از خط مخالفت عادی به بدرفتاری کلامی گذشت.

عضو آسیب‌دیده، پس از دعا، به طور خصوصی نزد برادر می‌رود. «آنچه آن روز گفتی به من آسیب زد، و فکر می‌کنم فراتر از آنچه درست بود بود. می‌خواهم درباره‌اش با تو صحبت کنم.» برادر پس از شنیدن، حقیقت را تشخیص می‌دهد. عذرخواهی می‌کند. با هم دعا می‌کنند. موضوع حل می‌شود. گام اول. برادر به دست آمد.

یا نسخه‌ای دیگر را در نظر بگیرید. همان گفتگو اتفاق می‌افتد، اما برادر خاطی نگرانی را رد می‌کند. «داری حساسیت بیش از حد نشان می‌دهی. چیزی برای عذرخواهی وجود ندارد.» عضو آسیب‌دیده، پس از دعای بیشتر، دو ایماندار بالغ می‌آورد و برای گفتگوی دومی درخواست می‌کند. با هم هر دو طرف را می‌شنوند. ایمانداران بالغ تشخیص می‌دهند که خطا واقعی بود. ملایمانه برادر را به فروتنی دعوت می‌کنند. در ابتدا مقاومت می‌کند، اما با ادامه گفتگو، روح کار می‌کند. توبه می‌کند. موضوع در گام دوم حل می‌شود.

یا یک نسخه دشوارتر را در نظر بگیرید. برادر هر دو گام اول و دوم را رد می‌کند. موضوع نزد پیشوایان برده می‌شود. پیشوایان با او، با عضو آسیب‌دیده و شاهدان ملاقات می‌کنند و دوباره آن را طی می‌کنند. او همچنان از قبول اشتباه امتناع می‌کند. پیشوایان دعا می‌کنند و با کتاب مقدس مشورت می‌کنند. موضوع را بدون جزئیات غیرضروری، اما با اندازه کافی برای اینکه بدن بتواند دعا کند و درگیر شود، به بدن اعلام می‌کنند. بدن با محبت با او صحبت می‌کند. اگر در هر نقطه توبه کند، موضوع پایان می‌یابد و بازگرداندن کامل دنبال می‌شود.

اگر او پافشاری کند در رد اعتراف یا تغییر رفتار — و اگر رفتار به اندازه کافی جدی باشد که آن را توجیه کند — بدن تصدیق می‌کند که مشارکت نمی‌تواند مثل قبل ادامه یابد گویی هیچ اتفاقی نیفتاده. تا زمانی که توبه نیاید، مانند بخشی از بدن دریافت نمی‌شود. بدن برای او دعا می‌کند. در همچنان باز است.

این است که متی ۱۸ در زندگی واقعی چگونه به نظر می‌رسد. بیشتر موارد هرگز از گام اول فراتر نمی‌روند. برخی به گام دوم می‌رسند. معدودی به گام سوم می‌رسند. بسیار معدودی به گام چهارم. و هر گام با اندوه و ملایمت اعمال می‌شود، همیشه با هدف بازگرداندن.

سوالات رایج

آیا پیشوایان باید عضوی را بدون مشارکت بدن انضباط بدهند؟

برای موارد خصوصی که در گام‌های اول و دوم حل می‌شوند، بدن درگیر نمی‌شود. برای مواردی که نیاز به گام سوم یا چهارم دارند، بدن درگیر می‌شود — هرچند سطح جزئیات به اشتراک‌گذاشته شده بر اساس آنچه برای مشارکت مناسب بدن لازم است متفاوت است. پیشوایان انضباط جدی عمومی را بدون آگاهی بدن مدیریت نمی‌کنند؛ آن الگو منجر به سوءاستفاده از مقولات انضباط می‌شود.

اگر عضو خاطی قبل از تکمیل انضباط مشارکت را ترک کند چه؟

این اتفاق می‌افتد. اگر برای فرار از مسئولیت بروند، خود این موضوع جدی است، و بدن باید صادقانه با آنها در مورد آنچه بازگرداندن نیاز دارد ارتباط برقرار کند. اگر به دلایل دیگری بروند، موضوع دیگر به همان شکل در دست بدن نیست — هرچند بدن می‌تواند همچنان دعوت‌هایی به توبه و بازگرداندن ارائه دهد. بدن نمی‌تواند آنچه را که تنها روح می‌تواند تولید کند مجبور کند.

آیا انضباط برای پیشوایان هم اعمال می‌شود؟

بله. پولس دستورالعمل‌های خاصی برای رسیدگی به اتهامات علیه پیشوایان می‌دهد.

شکایتی را علیه یک پیشوا نپذیر مگر اینکه دو یا سه شاهد باشند. آنانی را که گناه می‌کنند در حضور همه توبیخ کن تا دیگران نیز بترسند.

— اول تیموتاوس ۵:‏۱۹–۲۰ (ترجمه هزاره نو)

پیشوایان مافوق انضباط نیستند. اتهامات نیاز به شاهدان دارند (از آنها در برابر اتهامات بی‌اساس محافظت می‌کند). وقتی گناه ثابت شد، توبیخ عمومی مناسب است (زیرا موقعیت آنها نیاز به امانت‌داری عمومی دارد). معیار برای پیشوایان بالاتر است، نه پایین‌تر.

اگر بدن درباره گناهکار بودن چیزی اختلاف نظر داشته باشد چه؟

این یکی از سخت‌ترین موقعیت‌هاست. انضباط برای گناه روشن و نام‌برده در کتاب مقدس اعمال می‌شود. برای مواردی که کتاب مقدس واقعاً نامشخص است یا جایی که ایمانداران بالغ اختلاف نظر دارند، انضباط دسته‌بندی درستی نیست. مشارکت ممکن است نیاز به تدبر عقیدتی داشته باشد (طبق الگوی اعمال ۱۵) اما نباید جایی که خود کتاب مقدس روشن نیست انضباط اعمال کند.

انضباط برای کسانی که بدن را تفرقه می‌اندازند چه؟

پولس دستورالعمل‌های روشنی در این مورد می‌دهد:

پس از اول و دوم اندرز دادن، از شخص فتنه‌انگیز دوری کن، چون می‌دانی که چنین کسی گمراه است و گناه می‌کند و خود را محکوم ساخته است.

— تیطوس ۳:‏۱۰–۱۱ (ترجمه هزاره نو)

الگوی تفرقه‌انداختن در بدن — از طریق غیبت، دسته‌بندی، اتهامات دروغ، یا برهم زدن مداوم وحدت — خودش گناهی است که انضباط را توجیه می‌کند. دو اندرز داده می‌شود، و اگر الگو ادامه یابد، شخص فتنه‌انگیز از مشارکت طرد می‌شود. وحدت بدن به اندازه کافی ارزشمند است که باید حفاظت شود.

آیا کسی که تحت انضباط اخراج شده می‌تواند در مشارکت دیگری پذیرفته شود؟

در یک شبکه سالم از مشارکت‌ها، نه. مشارکت دریافت‌کننده با مشارکت انضباط‌دهنده ارتباط برقرار می‌کند و از پذیرش کسی تحت انضباط بدون توبه امتناع می‌کند. در یک محیط ناسالم، شخص انضباط‌شده اغلب به دنبال مشارکت می‌گردد تا بدنی بیابد که حاضر باشد آنچه اتفاق افتاده را نادیده بگیرد. بدن نمی‌تواند این را مانع شود؛ تنها می‌تواند انضباط خود را امینانه مدیریت کند و آنچه را که نمی‌تواند کنترل کند به خداوند بسپارد.

افکار پایانی

انضباط کتاب مقدسی یکی از عاشقانه‌ترین اعمال در عهد جدید است — و یکی از بیشترین‌های تحریف‌شده. اگر بد انجام شود، گوسفندان را پراکنده می‌کند، زخمی‌ها را جریحه‌دار می‌کند، و ننگ بر انجیل می‌آورد. اگر به روش کتاب مقدسی انجام شود، سرگشتگان را بازمی‌گرداند، بدن را محافظت می‌کند، و شخصیت خداوند را نشان می‌دهد — محکم در برابر گناه، مهربان با توبه‌کار، پایدار در محبت.

یک مشارکت امین که یاد می‌گیرد آن‌طور که کتاب مقدس تعلیم می‌دهد انضباط بدهد، مشارکتی خواهد بود که گناه جدی بدون فلج‌شدن مورد رسیدگی قرار می‌گیرد، برادران و خواهران سرگشته با صبر دنبال می‌شوند، توبه با بازگرداندن کامل استقبال می‌شود، و شهادت بدن در طول سال‌ها حفظ می‌شود. هیچ‌کدام از اینها خودکار نیستند. بلوغ، شجاعت، و درکی عمیق از انجیل که همه اینها را به حرکت درمی‌آورد لازم است.

همه چیز را با محبت انجام دهید.

— اول قرنتیان ۱۶:‏۱۴ (ترجمه هزاره نو)

این شامل انضباط هم می‌شود. به خصوص انضباط. بدون محبت، حتی گام‌های درست هم مخرب می‌شوند. با محبت — محبتی که بر گناه اندوهگین است، سرگشته را دنبال می‌کند، شکسته را بازمی‌گرداند، و توبه‌کار را استقبال می‌کند — انضباط یکی از ابزارهایی می‌شود که از طریق آن خداوند بدن خود را به کمال آنچه فرا خوانده است می‌سازد.

نکات کلیدی

  • الگوی متی ۱۸ تدریجی است — خصوصی، سپس با شاهدان، سپس به کلیسا، سپس مانند بیرون از مشارکت رفتار می‌شود — با بازگرداندن به عنوان هدف در هر گام
  • مورد اول قرنتیان ۵ برای گناه عمومی، بدنام، و بدون توبه اعمال می‌شود و اقدام قاطع با اندوه، نه غرور را می‌طلبد
  • بازگرداندن دوم قرنتیان ۲ پس از توبه می‌آید — بدن می‌بخشد، دلداری می‌دهد، و محبت را تأیید می‌کند هنگامی که توبه می‌آید
  • رویکرد غلاطیان ۶ گرایش زیربنایی است: ملایمت، ایمانداران بالغ که آن را انجام می‌دهند، فروتنی زیرا فردا ممکن است خودشان باشند
  • خطاهای رایج شامل نادیده گرفتن گام اول، سلاح کردن انضباط برای کنترل، شرمندگی عمومی به جای بازگرداندن خصوصی، و برخورد بیش از حد سخت یا بیش از حد سست است
  • پیشوایان مافوق انضباط نیستند (اول تیموتاوس ۵:‏۱۹–۲۰، ترجمه هزاره نو) — معیار برای آنها بالاتر است، نه پایین‌تر
  • هدف همیشه بازگرداندن است؛ مشارکتی که انضباط می‌بخشد اما بازنمی‌گرداند تنها نیمی از الگوی کتاب مقدسی را دنبال می‌کند