کمتر تعلیمی به اندازه بازیابی آنچه عهد جدید «اقتدار ایماندار» مینامد، زندگی ایمانداران را دگرگون کرده است. اما کمتر تعلیمی هم به همین اندازه دچار سوءاستفاده، تحریف و کاربرد نادرست شده است. هر دوی این رخدادها عمدتاً در یک قرن اتفاق افتاد — جریان پنطیکاستی قرن بیستم تعلیمی را که مسیحیت سازمانیافته تا حد زیادی فراموش کرده بود به بدن گستردهتر مسیح بازگرداند، اما در همان حال برخی افراطگراییها در درون این جریان، تعلیم را فراتر از آنچه کتابمقدس واقعاً میگوید هل داد. تمییز این دو از هم اهمیت دارد، چون آنچه در میان است میراث واقعی ایماندار در مسیح است.
این مقاله با دقت از آنچه کتابمقدس درباره اقتدار میآموزد میگذرد — اینکه از کجا آمد، چگونه از دست رفت، چطور مسیح آن را بازیافت، به بدن خود چه داد، ما باید با آن چه کنیم، و به همان اندازه مهم، محدودیتهای آن چیست. هدف همان است که در هر مقاله دیگری در این مجموعه: زیر آنچه کتابمقدس واقعاً تعلیم میدهد بایستیم، نه تنگتر از متن و نه فراختر از آن.
اقتدار تاریخ دارد
داستان اقتدار بر این زمین از پیدایش تا مکاشفه امتداد دارد. برای اینکه اقتدار ایماندار را در زمان حاضر بفهمیم، باید ببینیم از کجا آغاز شد.
حاکمیت اصیل — آدم
پس خدا گفت: «آدم را به صورت ما و شبیه ما بسازیم تا بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و چهارپایان و تمام زمین و هر جنبندهای که بر زمین میخزد، حکومت کنند.»
— پیدایش ۱:۲۶ (ترجمه تفسیری)
خدا آنها را برکت داد و گفت: «بارور و کثیر شوید و زمین را پر کنید و بر آن تسلط یابید، و بر ماهیان دریا و پرندگان هوا و هر جانوری که بر زمین حرکت میکند، حکومت کنید.»
— پیدایش ۱:۲۸ (ترجمه تفسیری)
او را بر اعمال دستهای خود سرور ساختی؛ همه چیز را زیر پایش نهادی.
— مزامیر ۸:۶ (ترجمه تفسیری)
وقتی خدا انسان را آفرید، حاکمیت را به او تفویض کرد. واژه عبری رادا یعنی حکمرانی و سلطه داشتن. به آدم اقتدار بر زمین داده شد — نه به عنوان مالک (زمین از آن خداست، مزمور ۲۴:۱) بلکه به عنوان متولی، به عنوان حاکم زیردست خدا. زمین قلمرو آدم بود. این طرح اولیه بود.
واگذاری — سقوط
آنگاه ابلیس او را بر بلندای کوهی برد و در یک لحظه تمام ممالک جهان را به او نشان داد و گفت: «تمام این قدرت و جلال آنها را به تو خواهم داد، زیرا که همه اینها به من سپرده شده است و آن را به هر کس بخواهم میبخشم.»
— لوقا ۴:۵–۶ (ترجمه تفسیری)
این یکی از چشمگیرترین مقاطع انجیلهاست. شیطان پادشاهیهای جهان را به عیسی عرضه میکند و ادعا میکند «همه اینها به من سپرده شده است.» توجه کنید — عیسی این ادعا را رد نمیکند. شیطان به نوعی واقعی، اقتداری را در دست داشت که در اصل از آنِ آدم بود. چطور به دست آورد؟
وقتی آدم در عدن از خدا سرپیچی کرد، فقط گناه نکرد — بلکه تسلیم صدای دیگری در برابر صدای خدا شد. کلام شیطان را شایستهتر از کلام خدا دانست. با این کار، حاکمیتی را که خدا به او داده بود به کسی منتقل کرد که انتخاب کرد از او اطاعت کند. این اصلی است که پولس به صراحت بیان میکند:
مگر نمیدانید که هر کس خود را بنده کسی سازد تا از او اطاعت کند، بنده همان کسی است که از او اطاعت میکند، خواه بنده گناه باشید که به مرگ میانجامد، خواه بنده اطاعت که به عدالت؟
— رومیان ۶:۱۶ (ترجمه تفسیری)
آدم خود را به شیطان در اطاعت عرضه کرد. اقتدار با اطاعت رفت. از آن لحظه، شیطان به عنوان خدای این عصر (دوم قرنتیان ۴:۴) عمل کرد — نه طبق طرح خدا به صورت قانونی، اما به این معنا قانونی که آدم آن را تسلیم کرده بود.
مسیح به عنوان انسان آمد
این نکته حیاتی است. برای بازپسگیری اقتداری که یک انسان از دست داده بود، انسان دیگری باید آن را باز میگرفت. این است که چرا تجسم ضروری بود، نه اختیاری.
پس چون فرزندان خون و جسم دارند، او نیز به همانگونه در خون و جسم شریک شد تا از طریق مرگ، کسی را که قدرت مرگ را داشت، یعنی ابلیس را، نابود کند.
— عبرانیان ۲:۱۴ (ترجمه تفسیری)
همان طرز فکری داشته باشید که مسیح عیسی داشت: او که در ذات خدا بود، تساوی خود با خدا را چیزی نپنداشت که باید بدان چنگ بزند، بلکه خود را خالی ساخت و صورت خادمی به خود گرفت و شبیه آدمیان شد.
— فیلیپیان ۲:۵–۷ (ترجمه تفسیری)
عیسی شیطان را به عنوان خدا که قدرت الهی خود را بر مخلوقی اعمال میکند شکست نداد. او شیطان را به عنوان یک انسان شکست داد — آدم دوم — و آنچه را آدم اول از دست داده بود پس گرفت. به همین دلیل عیسی در خدمت زمینیاش به روح عمل کرد، نه با قدرت الهی مستقل خود. خود را خالی ساخت و همچون انسانی کاملاً وابسته به روح زندگی کرد. نشان داد انسانی که کاملاً مطیع خداست چه شکلی دارد، و چه اقتداری میتواند حمل کند.
بازیابی — صلیب و قیامت
و اقتدارها و قدرتها را خلع سلاح نمود و آنها را آشکارا رسوا کرد و به وسیله صلیب بر آنها پیروز شد.
— کولسیان ۲:۱۵ (ترجمه تفسیری)
همان قدرتی که در مسیح عمل کرد وقتی او را از مردگان برخیزانید و در آسمانها بر دست راست خود نشانید، بسیار بالاتر از هر ریاست و قدرت و توانایی و آقایی، و هر اسمی که نامیده میشود، نه فقط در این عصر بلکه در عصر آینده. و همه چیز را زیر پایش نهاد و او را به عنوان سر بر همه چیز به کلیسا داد، که بدن اوست، پری کسی که همه را در همه پر میکند.
— افسسیان ۱:۲۰–۲۳ (ترجمه تفسیری)
بر روی صلیب، عیسی ادعای حقوقی که شیطان علیه بشریت داشت را باطل کرد. در قیامت، نه فقط زنده بلکه توجیهشده و پسر با قدرت اعلامشده بیرون آمد. صعود کرد و بر دست راست پدر نشست — جایگاه اقتدار مطلق. همه چیز زیر پایش. و این اقتدار را به کلیسا، که بدن اوست، داد.
این پایه اقتدار ایماندار است. مسیح آن را دارد. ما در او هستیم. پس در آن شریک هستیم.
با مسیح نشستهایم
اما خدا که در رحمت توانگر است، به خاطر محبت عظیمی که به ما داشت، ما را که به سبب گناهانمان مرده بودیم، با مسیح زنده گردانید — از راه فیض نجات یافتید — و ما را با او برخیزانید و در مسیح عیسی در جایگاههای آسمانی با او نشانید.
— افسسیان ۲:۴–۶ (ترجمه تفسیری)
این یکی از محوریترین آیات برای فهم موقعیت ایماندار است. مسیح کجا نشسته است؟ بر دست راست پدر، بسیار بالاتر از هر ریاست و قدرت. ایمانداران طبق گفته پولس کجا نشستهاند؟ با او. در جایگاههای آسمانی در مسیح عیسی نشانده شدهاند.
این زمان آینده نیست. پولس آن را به عنوان واقعیتی انجامشده مینویسد. به خاطر اینکه در مسیح هستیم، ایماندار از نظر موقعیتی با او در جایگاه اقتدار بر هر نیروی روحانی نشسته است.
اقتداری که تفویض شده
عیسی پیش آمد و به آنها گفت: «تمام اقتدار در آسمان و بر زمین به من داده شده است. پس بروید و همه قومها را شاگرد سازید…»
— متی ۲۸:۱۸–۱۹ (ترجمه تفسیری)
به منطق توجه کنید — تمام اقتدار به من داده شده است. پس بروید. رفتن بر پایه اقتدار اوست. اقتداری که عیسی دارد به فرستادگانش برای کاری که آنها را برای انجامش میفرستد تفویض میکند.
اینک به شما اقتدار میدهم که بر مارها و عقربها پا بگذارید و بر تمام قدرت دشمن غلبه کنید و هیچ چیز به شما آسیب نخواهد رسید.
— لوقا ۱۰:۱۹ (ترجمه تفسیری)
این به آن هفتاد نفر گفته شد که از یک سفر خدمتی بازگشتند و از اینکه حتی دیوها هم مطیعشان بودند شادی میکردند. عیسی این را استثنایی نمیخواند. آن را به عنوان میراث معمولی پادشاهیشان تأیید میکند.
و این آیات، ایمانداران را همراهی خواهد کرد: به نام من دیوها را بیرون خواهند کرد؛ به زبانهای تازه سخن خواهند گفت؛ مارها را برخواهند داشت؛ و اگر چیز کشندهای بنوشند به آنها آسیبی نمیرسد؛ دست بر بیماران خواهند گذاشت و آنها شفا خواهند یافت.
— مرقس ۱۶:۱۷–۱۸ (ترجمه تفسیری)
این آیات ایمانداران را همراهی میکند. نه فقط رسولان. نه فقط کسانی با موهبت خاص. ایمانداران. اقتدار به بدن تفویض شده است.
اقتدار چگونه عمل میکند
عهد جدید اقتدار را از سه طریق اصلی در عمل نشان میدهد: نام عیسی، کلام ایمان گفتارشده، و دعا.
نام عیسی
از این رو خدا او را سخت برافراشته و نامی برتر از هر نام به او بخشیده است تا به نام عیسی هر زانویی خم شود، در آسمانها و بر زمین و زیر زمین، و هر زبانی اعتراف کند که عیسی مسیح خداوند است، به جلال خدای پدر.
— فیلیپیان ۲:۹–۱۱ (ترجمه تفسیری)
نام عیسی نامی است برتر از هر نام. اقتداری را که خود مسیح حمل میکند با خود دارد. وقتی ایماندار به نام او سخن میگوید یا عمل میکند، یک فرمول جادویی نیست — اعمال مشروع اقتدار تفویضشده اوست.
و هر چه به نام من بخواهید انجام خواهم داد تا پدر در پسر جلال یابد. اگر چیزی به نام من بخواهید، انجام خواهم داد.
— یوحنا ۱۴:۱۳–۱۴ (ترجمه تفسیری)
اعمال این را در عمل ثبت میکند:
پطرس گفت: «نقره و طلا ندارم، اما آنچه دارم به تو میدهم: به نام عیسی مسیح ناصری، برخیز و راه برو.»
— اعمال ۳:۶ (ترجمه تفسیری)
مرد لنگ برخاست و راه رفت. نه به خاطر اینکه پطرس قدرت داشت. چون پطرس اقتداری را که به نام عیسی به او تفویض شده بود اعمال کرد.
کلام ایمان گفتارشده
عیسی در پاسخ به آنها گفت: «به خدا ایمان داشته باشید. حقاً به شما میگویم هر کس به این کوه بگوید: "از جا کنده شو و به دریا بیفت" و در دلش شک نکند بلکه ایمان داشته باشد که آنچه میگوید روی خواهد داد، برایش انجام خواهد شد.»
— مرقس ۱۱:۲۲–۲۳ (ترجمه تفسیری)
این یکی از چشمگیرترین مقاطع درباره اقتدار کلام گفتاری ایماندار است. توجه کنید — هر کس بگوید. و دوباره — آنچه میگوید. اقتدار از طریق گفتن اعمال میشود. نه التماس. نه درخواست. نه امید. گفتن با ایمان بر اساس آنچه خدا آشکار کرده است.
مرگ و زندگی در قدرت زبان است و هر که آن را دوست دارد میوهاش را خواهد خورد.
— امثال ۱۸:۲۱ (ترجمه تفسیری)
کلمات ایماندار وزن دارند. وقتی با ایمان، هماهنگ با کلام خدا، در اقتدار نام عیسی گفته شوند، آنچه را خدا اجازه داده به انجام میرسانند.
دعا
و هر چیزی که در دعا با ایمان بخواهید خواهید یافت.
— متی ۲۱:۲۲ (ترجمه تفسیری)
دعا ارتباط ایماندار با پدر است، اما صرفاً درخواست منفعلانه نیست. همسویی اقتدار ایماندار با اراده پدر، و اعمال حقوقی آن چیزی است که مسیح تفویض کرده است.
حوزههای اقتدار
عهد جدید اقتدار ایماندار را در چند حوزه مشخص در عمل نشان میدهد.
اقتدار بر دیوها
و این آیات، ایمانداران را همراهی خواهد کرد: به نام من دیوها را بیرون خواهند کرد.
— مرقس ۱۶:۱۷ (ترجمه تفسیری)
پس تسلیم خدا شوید. در برابر ابلیس مقاومت کنید و از شما خواهد گریخت.
— یعقوب ۴:۷ (ترجمه تفسیری)
ایماندار بر نیروهای دیوی اقتدار دارد. نه به خاطر اینکه ایماندار قویتر است — بلکه چون مسیح بر آنها پیروز شده و آن پیروزی را به بدن خود تفویض کرده است.
اقتدار بر بیماری
دست بر بیماران خواهند گذاشت و آنها شفا خواهند یافت.
— مرقس ۱۶:۱۸ (ترجمه تفسیری)
آیا کسی در میان شما بیمار است؟ پیشوایان کلیسا را فرا خواند تا بر او دعا کنند و او را به نام خداوند با روغن تدهین نمایند. و دعای ایمان، بیمار را شفا خواهد داد و خداوند او را بر خواهد خیزانید.
— یعقوب ۵:۱۴–۱۵ (ترجمه تفسیری)
شفا از طریق اعمال اقتدار ایماندار جاری میشود — گذاشتن دست، تدهین، دعای ایمان. اینها فقط مفاهیم الهیاتی نیستند. عملیات واقعی اقتدار هستند.
اقتدار بر اوضاع و احوال
کوهی که مرقس ۱۱ از آن صحبت میکند فقط یک کوه واقعی نیست. موانع غیرقابل حرکت، موقعیتهای غیرممکن، انسدادهای طولانیمدت است. ایماندار با ایمان میتواند چنین اوضاعی را با اقتدار خطاب کند و ببیند که تغییر میکنند.
اقتدار بر نفس قدیم
زیرا میدانیم که انسان قدیم ما با او مصلوب شد تا جسم گناهآلود نابود گردد و دیگر بردگان گناه نباشیم.
— رومیان ۶:۶ (ترجمه تفسیری)
همچنین شما نیز خود را نسبت به گناه مرده و نسبت به خدا در مسیح عیسی خداوند ما زنده بشمارید. پس نگذارید گناه در جسم فانی شما حکمرانی کند.
— رومیان ۶:۱۱–۱۲ (ترجمه تفسیری)
ایماندار بر طبیعت قدیم، الگوهای گناه و ضعفهای لجوج اقتدار دارد — از طریق صلیب، هویت جدید در مسیح، و تواناسازی روح. این یکی از کاربردهای غالباً نادیدهگرفتهشده اقتدار است. لازم نیست برده گناه باشیم. مسیح به ما اقتدار بر انسان قدیم داده است.
اقتدار چه نیست
این اساسی است. تعلیم سالم خود را اینجا از تعلیم تحریفشده متمایز میسازد.
اقتدار بر حاکمیت خدا نیست
ایماندار به خدا فرمان نمیدهد. اقتدار درون اراده آشکارشده خدا عمل میکند، نه فراتر از آن.
این است اطمینانی که نزد او داریم که اگر چیزی بر طبق اراده او بخواهیم، ما را میشنود.
— اول یوحنا ۵:۱۴ (ترجمه تفسیری)
قید بر طبق اراده او اهمیت دارد. اقتدار ایماندار اعمال مشروع آن چیزی است که مسیح تفویض کرده، در هماهنگی با آنچه آشکار کرده است. هوس شخصی پیچیده در زبان مذهبی نیست.
اقتدار بر اراده دیگران نیست
ایماندار نمیتواند از اقتدار برای کنترل یا دستکاری دیگران استفاده کند. هر کس در برابر خداوند خود میایستد یا میافتد. اقتدار به نیروهای روحانی، بیماری، اوضاع و احوال میپردازد — نه به عامل اخلاقی آزاد انسانهای دیگر.
اقتدار تکبر «نامگذاری و ادعا» نیست
آسیب بسیاری از تعلیمی وارد شده که صلیب را از انجیل جدا کرده و اقتدار را به عصای خودخدمتگر تبدیل کرده است. اقتدار ایماندار برای اهداف پادشاهی است — برای بنا کردن بدن، پیشروی انجیل، آزادی اسیران، شفای بیماران، نابودی کارهای شیطان. دستگاه خودپردازی برای ترجیحات شخصی نیست.
اقتدار سطحی نیست
استفاده از نام خدا و اعمال اقتدار تفویضشده او کار مقدسی است. هفت پسر سکوا (اعمال ۱۹:۱۳–۱۶) سعی کردند از نام عیسی بدون رابطه واقعی و اقتدار استفاده کنند — و توسط آن دیوزده کتک خوردند و لخت شدند. نام واقعی است. اقتدار هم واقعی است. اسباببازی نیستند.
کاربرد عملی
برای کلیساهای خانگی و جمعهای کوچک، راه رفتن در اقتدار در عمل چه شکلی دارد؟
حقیقت موقعیت خود را دریافت کن
اقتدار از یک درک ثابت از آنچه در مسیح هستی عمل میکند. افسسیان ۱ و ۲ را بخوان. کولسیان ۱ و ۲ را بخوان. به روح اجازه بده این مقاطع را برایت واقعی کند. تو از خدا برای آنچه قبلاً داده التماس نمیکنی. در آنچه قبلاً فراهم کرده راه میروی.
با اقتدار دعا کن
وقتی دعا میکنی، به عنوان پسر یا دختر پادشاهی که از طریق مسیح اقتدار دریافت کرده این کار را بکن. به نام او سخن بگو. به کوهها خطاب کن. در برابر دشمن مقاومت کن. آنچه را او بسته ببند، آنچه را گشوده گشوده بدار (متی ۱۸:۱۸).
دست بر بیماران بگذار
وعده این نیست که «شاید شفا یابند.» بلکه شفا خواهند یافت (مرقس ۱۶:۱۸) است. قدم به عمل برو. دست بر بیماران در جمع خود، در خانوادهات، در فرصتهایی که خدا میدهد بگذار. اقتدار تا اعمال نشود، نظری است.
با فعالیت دیوی مقابله کن
هرجا دشمن عمل میکند — از طریق اعتیاد، ترس، ظلم، شکنجه — ایماندار اقتدار دارد که مقابله کند، فرمان دهد و آزادی را ببیند. بسیاری از ایمانداران زیر چیزهایی زندگی کردهاند که مسیح قبلاً بر آنها پیروزی داده، صرفاً به این دلیل که هیچکس به آنها نگفته بود اقتدار دارند.
ایمان را بگو نه شکست را
مراقب کلماتت باش. زبان ایماندار یکی از ابزارهای اصلی اقتدار است. گفتن شکست، شکست را تقویت میکند. گفتن ایمان — هماهنگ با کلام خدا — اقتدار را آزاد میکند. این به معنای انکار واقعیت نیست؛ بلکه به معنای امتناع از اعتراف به ضد آنچه خدا گفته است میباشد.
به عنوان بدن عمل کن
اقتدار از طریق بدن گردآمده قویتر از طریق افراد منزوی عمل میکند.
باز به شما میگویم اگر دو نفر از شما در زمین درباره هر چیزی که بخواهند متفق شوند، پدرم که در آسمان است برایشان انجام خواهد داد. زیرا هر جا دو یا سه نفر به نام من جمع شوند، من در میان آنها هستم.
— متی ۱۸:۱۹–۲۰ (ترجمه تفسیری)
کلیسای خانگی یا جمع کوچکی که دعا کردن و اعمال اقتدار با هم را فرا میگیرند، نیرویی میشوند که جهنم آن را جدی میگیرد.
سؤالات متداول
چرا وقتی اقتدار اعمال میکنم نتیجه نمیبینم؟
چند عامل نقش دارند. ایمان — اقتدار از طریق ایمان اعمال میشود و ایمان از شنیدن کلام میآید (رومیان ۱۰:۱۷)؛ رشد در کلام، ایمان را رشد میدهد. زمان — گاهی نتایج فوری ظاهر میشوند، گاهی پس از پافشاری در ایمان. مانع — دعای دانیال فوری پاسخ داده شد اما پاسخ بیست و یک روز به خاطر تعارض روحانی به تأخیر افتاد (دانیال ۱۰). اراده — گاهی ارادههای آزاد دیگران درگیر هستند. رمز — گاهی پاسخ «صبر کن» یا «نه» است به دلایلی که شاید هرگز در این طرف ابدیت کاملاً نفهمیم.
آنچه از دعای بیپاسخ مجاز به نتیجهگیری نیستیم این است که اقتدار واقعی نیست. کتابمقدس میگوید هست. راه رفتن ایمان، حقیقت کتابمقدس و تجربه اوضاع فعلی را با هم نگه میدارد و اجازه نمیدهد هیچکدام دیگری را باطل کند.
مگر این همان تعلیم «کلام ایمان» نیست؟
برخی از این زبان برای کسانی که جریان کلام ایمان را شنیدهاند آشناست — معلمانی که تلاش کردند این تعلیم را برای بدن گستردهتر بازیابند. پایه این تعلیم در هیچ معلمی نیست. در خود عهد جدید است. جایی که این معلمان به متن نزدیک ماندند، به بدن خوب خدمت کردند. جایی که افراطگراییها وارد شده (انکار صلیب، رفاه مادی به عنوان انجیل، تکبر در لباس ایمان)، از کتابمقدس دور شده و باید کنار گذاشته شود. کتابمقدس اقتدار نهایی است. تعلیم سالم، سالم است صرفنظر از اینکه اول چه کسی آن را تدریس کرده.
چطور وقتی بیماری برای جلال خداست یا آزار و اذیت مجاز است؟
کتابمقدس فصلهایی از رنج، آزار و اذیت و حتی ناتوانی جسمی نشان میدهد که خدا برای اهداف خود از آنها استفاده میکند. خار جسمانی پولس (دوم قرنتیان ۱۲:۷–۱۰) مثالی است که اغلب ذکر میشود. دیدگاه کتابمقدسی این را با شهادت غالب اینکه شفا میراث معمولی پادشاهی برای ایماندار است متعادل میکند (متی ۴:۲۳–۲۴، مرقس ۶:۵۶، اعمال ۵:۱۶). ایماندار با ایمان برای شفا فشار میآورد در حالی که نتایج نهایی را به خداوند میسپارد. ممکن است رنج برای دلایل پادشاهی بیاید، اما انتظار پیشفرض ایماندار نیست.
آیا یک ایماندار جدید میتواند در اقتدار راه برود؟
بله. اقتدار بر اساس سالهای راه رفتن با خداوند نیست بلکه بر اساس موقعیت در مسیح است. ایمانداران جدید باید از اوایل راهشان به راه رفتن در اقتدار شاگردپروری شوند — گذاشتن دست بر بیماران، خطاب کردن دشمن، دعای ایمان، گفتن کلام. جریان پنطیکاستی در اصرار بر اینکه اقتدار برای هر ایمانداری است، نه فقط کهنهکاران، حق داشته است.
اگر از اراده خدا مطمئن نیستم چه؟
دعا کن. کتابمقدس را جستجو کن. به روح گوش بده. با ایمانداران بالغ صحبت کن. برخی چیزها به وضوح اراده خدا هستند (انجیل پیش میرود، بیماران شفا مییابند، اسیران آزاد میشوند، ایماندار در پیروزی راه میرود) و برخی چیزها نیاز به جستجوی خداوند برای راهنمایی خاص دارند. وقتی نامطمئن هستی، راه درست اغلب این است: «خداوند، اراده تو انجام شود — و اگر اقتداری هست که میتوانم اینجا اعمال کنم، وضوح را به من بده تا این کار را بکنم.»
سخن پایانی
اقتدار ایماندار موضوع پیشرفتهای برای متخصصان روحانی نیست. میراث هر فرزند تولدیافتهدوباره خداست. در آدم از دست رفت، توسط مسیح بازیافته شد، و به بدن او برای پیشروی پادشاهی تفویض شد. بازیابی این تعلیم احیا، معجزات، شفاها، رهاییها، و بلوغ ایمانداران به آنچه همیشه میبایست باشند را به بار آورده است.
اما تحریفشده، سوءاستفادهشده و پیچیدهشده هم شده است. درمان تحریف ترک دکترین نیست بلکه بازگرداندن آن به حدود کتابمقدسیاش است — زیر حاکمیت خدا، در هماهنگی با اراده او، برای اهداف پادشاهی او، با احترام به نام و اقتداری که به ما سپرده شده است.
باشد که به عنوان کسانی راه برویم که میدانند چه به آنها داده شده است. باشد که اقتدار را نه با غرور بلکه با فروتنی کسانی که یک امانت تفویضشده را در دست دارند اعمال کنیم. باشد که پادشاهی از طریق کلیساهای خانگی و جمعهای کوچک ایمانداران که آموختهاند آنچه مسیح در آسمان به انجام رسانده را بر زمین اجرا کنند پیش برود.
و ما را پادشاهان و کاهنان برای خدا و پدر خود ساخته است. جلال و سلطنت تا ابد الابد او را باد. آمین.
— مکاشفه ۱:۶ (ترجمه تفسیری)
نکات کلیدی
- اقتدار بر زمین در اصل توسط خدا به آدم تفویض شده بود (پیدایش ۱:۲۶–۲۸، مزمور ۸:۶) و در سقوط وقتی آدم از شیطان اطاعت کرد از دست رفت
- مسیح به عنوان انسان (آدم دوم) آمد تا آنچه آدم اول از دست داده بود بازیابد — انسانیت او برای بازیابی ضروری است، نه اختیاری
- بر روی صلیب و در قیامت مسیح ریاستها و قدرتها را خلع سلاح کرد (کولسیان ۲:۱۵) و بر دست راست پدر بسیار بالاتر از همه نشست
- ایمانداران از نظر موقعیتی با مسیح در جایگاههای آسمانی نشستهاند (افسسیان ۲:۶) — اقتدار موقعیتی است، نه کسبشده
- مسیح اقتدار خود را به بدن خود تفویض کرد (متی ۲۸:۱۸–۲۰، لوقا ۱۰:۱۹، مرقس ۱۶:۱۷–۱۸) برای کار پادشاهی که ما را برای آن میفرستد
- اقتدار از طریق نام عیسی، کلام ایمان گفتارشده، و دعا عمل میکند — با ایمان، در هماهنگی با اراده آشکارشده خدا اعمال میشود
- حوزهها شامل دیوها، بیماری، اوضاع و احوال، و نفس قدیم میشود — هرجا که دشمن بر علیه اهداف پادشاهی خدا عمل میکند
- اقتدار بر حاکمیت خدا نیست، بر اراده مردم نیست، «نامگذاری و ادعا»ی تکبرآمیز نیست، سطحی نیست — امانت مقدسی است که برای اهداف پادشاهی اعمال میشود
- کلیساهای خانگی و جمعهای کوچکی که با هم اقتدار اعمال میکنند وزنی دارند که افراد منزوی ندارند (متی ۱۸:۱۹–۲۰)
- هر ایمانداری دعوت به راه رفتن در این دارد — ایمانداران جدید باید از اوایل راهشان در اقتدار شاگردپروری شوند