پادشاهی خدا — بزرگ‌تر از هر کلیسا

پیام اصلی عیسی — پیامی که بیش از هر چیز دیگری آن را تکرار کرد، پیامی که شاگردان را برای موعظه‌اش فرستاد، پیامی که گفت انجیل درباره‌ی آن است — «کلیسا» نبود. «پادشاهی خدا» بود. با این حال بسیاری از ایمانداران تمام عمر مسیحی خود را صرف می‌کنند که بیشتر به کلیسای خود، فرقه‌ی خود، جنبش خود فکر کنند — و به ندرت به پادشاهی فکر می‌کنند.

این یک انحراف کوچک نیست. پادشاهی از هر کلیسای محلی، هر فرقه، هر جریان، هر جنبشی بزرگ‌تر است. پادشاهی از هر نهادی دیرپاتر است و از هر ملت، قبیله و زبانی که در برابر پادشاه عیسی زانو می‌زنند، مردم را گرد می‌آورد. از دست دادن پادشاهی یعنی از دست دادن چارچوبی که خود عیسی برای درک کار خدا داده است.

این مقاله گام به گام توضیح می‌دهد که پادشاهی چیست، شهروندی در آن چه معنایی دارد، چگونه عمل می‌کند، چگونه پیش می‌رود، و معنای این‌که زندگی‌مان را صرف بنا کردن پادشاهی کنیم نه یک کلیسای خاص، چیست.

پیام اصلی عیسی

بعد از آنکه یحیی زندانی شد، عیسی به جلیل آمد و انجیل پادشاهی خدا را موعظه کرد و گفت: «وقت تمام شده و پادشاهی خدا نزدیک است. توبه کنید و به انجیل ایمان بیاورید.»

— مرقس ۱:‏۱۴-۱۵ (NMV)

اولین پیام ثبت‌شده از خدمت عمومی عیسی. نه «به جنبش من بپیوندید.» نه «به کنیسه‌ی من بیایید.» پادشاهی خدا نزدیک است.

عیسی در تمام جلیل می‌گشت و در کنیسه‌هایشان تعلیم می‌داد و انجیل پادشاهی را موعظه می‌کرد و هر بیماری و رنجی را در میان مردم شفا می‌داد.

— متی ۴:‏۲۳ (NMV)

عیسی در تمام شهرها و روستاها می‌گشت و در کنیسه‌هایشان تعلیم می‌داد و انجیل پادشاهی را موعظه می‌کرد و هر بیماری و رنجی را شفا می‌داد.

— متی ۹:‏۳۵ (NMV)

خلاصه‌ی خدمت عیسی، که تقریباً به صورت یکسان در دو جا آمده است. پادشاهی پیام اصلی او بود. او دوازده شاگرد را برای موعظه‌ی آن فرستاد (متی ۱۰:‏۷، NMV). هفتاد نفر را برای اعلام آن روانه کرد (لوقا ۱۰:‏۹، NMV). پس از رستاخیزش چهل روز درباره‌ی آن تعلیم داد:

او پس از رنج دیدن، با شواهد بسیار، زنده بودن خود را به آن‌ها ثابت کرد و طی چهل روز بر آن‌ها ظاهر شد و درباره‌ی پادشاهی خدا سخن گفت.

— اعمال ۱:‏۳ (NMV)

اگر پادشاهی موضوع محوری عیسی بود — پیش از صلیب، در انجیلی که موعظه می‌کرد، پس از رستاخیز — باید در فهم ما از کارکرد کلیسا نیز محوری باشد. کلیسا پادشاهی نیست. کلیسا در خدمت پادشاهی است.

پادشاهی چیست

واژه‌ی یونانی برای پادشاهی basileia است — سلطنت، قدرت پادشاهی، حکمرانی، سیادت. پادشاهی خدا در ابتدایی‌ترین معنا قلمرویی است که خدا در آن به‌عنوان پادشاه حکم می‌راند. نخست یک مکان نیست بلکه یک حکمرانی است. هر کجا فرمانروایی او به رسمیت شناخته و اطاعت شود، پادشاهی حاضر است.

اما اگر من به قدرت روح خدا دیوها را بیرون می‌رانم، پس پادشاهی خدا به شما رسیده است.

— متی ۱۲:‏۲۸ (NMV)

عیسی نشان می‌دهد که هر جا اقتدار او جای سیطره‌ی دشمن را بگیرد، پادشاهی آمده است. پادشاهی از طریق قدرت روح در برابر سلطه‌ی تاریکی پیش می‌رود. مفهومی مبهم و روحانی نیست. حکمرانی فعال پادشاه عیسی است که به دنیای سقوط‌کرده نفوذ می‌کند.

و نخواهند گفت: «اینجاست!» یا «آنجاست!»، زیرا پادشاهی خدا در میان شماست.

— لوقا ۱۷:‏۲۱ (NMV)

عبارتی که برخی ترجمه‌ها «در درون شما» می‌آورند را برخی دیگر «در میان شما» ترجمه کرده‌اند — بسیاری از ترجمه‌ها این ظرافت را حفظ کرده‌اند. به هر حال نکته یکی است: پادشاهی به یک ساختمان، نهاد، یا دوران آینده محدود نیست. اینجاست، در حال نفوذ است، حاضر است هر کجا که پادشاه عزت داده و اطاعت شود.

شهروندان پادشاهی — تولد دوباره

عیسی در پاسخ گفت: «آمین، آمین، به تو می‌گویم، کسی که تولد تازه نیابد، پادشاهی خدا را نخواهد دید.»

— یوحنا ۳:‏۳ (NMV)

عیسی جواب داد: «آمین، آمین، به تو می‌گویم، هر که از آب و روح تولد نیابد، داخل پادشاهی خدا نخواهد شد.»

— یوحنا ۳:‏۵ (NMV)

شهروندی در این پادشاهی نه با تولد جسمانی، نه با میراث دینی، نه با اعمال نیکو، و نه با عضویت در یک کلیسا به دست می‌آید. با تولد تازه — تولد از روح — حاصل می‌شود. این یکی از محوری‌ترین تعالیم عیسی است که نیقودیموس را از یک رهبر دینی به پیرو مسیح تبدیل کرد.

او ما را از قدرت تاریکی رهانید و به پادشاهی پسر محبوبش منتقل کرد.

— کولسیان ۱:‏۱۳ (NMV)

اما وطن ما در آسمان است و ما منتظر نجات‌دهنده، یعنی خداوند عیسی مسیح هستیم که از آنجا خواهد آمد.

— فیلیپیان ۳:‏۲۰ (NMV)

ایماندار منتقل شده است — از قدرت تاریکی رهانیده، به پادشاهی پسر منتقل شده. وطن ما در آسمان است. ما گذرنامه‌ای متفاوت از دنیای اطرافمان داریم. ما پیش از هر چیز رعیت پادشاه عیسی هستیم، و سپس شهروند هر ملت زمینی.

پادشاهی از آن ماست — پسران، دختران، وارثان

شهروندی نقطه‌ی ورود است. اما عهد جدید چیزی حتی شگفت‌انگیزتر درباره‌ی رابطه‌ی ایماندار با پادشاهی می‌گوید. پادشاهی فقط جایی نیست که ما به‌عنوان شهروند در آن زندگی می‌کنیم — بلکه به‌عنوان وارثان به ما داده شده است. از آن ماست.

ای گله‌ی کوچک، نترسید، زیرا خواست پدر شما این است که پادشاهی را به شما ببخشد.

— لوقا ۱۲:‏۳۲ (NMV)

این اظهار شگفت‌انگیزی است که آسان است از کنارش بگذریم بدون این‌که آنچه واقعاً می‌گوید را جذب کنیم. خواست پدر — خوشنودی، شادمانی، اراده‌ی خوش او — این است که پادشاهی را به گله‌ی کوچکش ببخشد. نگه داشته نمی‌شود. کسب نمی‌شود. داده می‌شود.

آنگاه پادشاه به کسانی که در طرف راستش هستند خواهد گفت: «بیایید، ای برکت‌یافتگان پدرم! پادشاهی را که از ابتدای جهان برای شما آماده شده است به ارث ببرید.»

— متی ۲۵:‏۳۴ (NMV)

پادشاهی از ابتدای جهان آماده، کنار گذاشته، و برای قوم پادشاه محفوظ شده است. این واپس‌اندیشی نیست. این تأمین در لحظه‌ی آخر نیست. پادشاه از ابتدا ما را در ذهن داشت، و پادشاهی‌ای که بنا می‌کند از آغاز برای کسانی در نظر گرفته شده که به او تعلق خواهند داشت.

ای برادران عزیزم، آیا خدا فقیران این جهان را برنگزید تا در ایمان ثروتمند شوند و وارث پادشاهی‌ای که به دوستدارانش وعده داده، گردند؟

— یعقوب ۲:‏۵ (NMV)

وارثان پادشاهی. این زبان صرفاً دریافت‌کنندگان نیست. این زبان ارث است. آنچه وارث دریافت می‌کند هدیه‌ای از فاصله نیست — چیزی است که به خاطر حضور در خانواده به آن‌ها تعلق دارد.

پسران و دختران پادشاه

دلیل این‌که ایماندار وارث است هویت ایماندار به‌عنوان پسر یا دختر خداست.

روح خود با روح ما شهادت می‌دهد که ما فرزندان خدا هستیم، و چون فرزندیم، پس وارثیم — وارثان خدا و هم‌وارثان مسیح.

— رومیان ۸:‏۱۶-۱۷ (NMV)

و چون پسر هستید، خدا روح پسرش را در دل‌های ما فرستاد که ندا می‌زند: «ابّا، پدر!» پس دیگر بنده نیستی بلکه پسری، و چون پسری، وارث خدا هستی به واسطه‌ی مسیح.

— غلاطیان ۴:‏۶-۷ (NMV)

منطق دقیق است. ما فرزندان خداییم. پس وارثیم. پس هم‌وارثان با مسیح — در میراث او سهیم، از جمله پادشاهی او. پدر پادشاه است. پسر پادشاه است. ما در خانواده‌ایم. آنچه از آن آن‌هاست را با آن‌ها تقسیم می‌کنیم.

دانیال این را نزدیک به شش قرن پیش از مسیح دید.

اما مقدسان حضرت اعلی پادشاهی را دریافت کرده، آن را تا ابد و تا ابدالآباد خواهند داشت.

— دانیال ۷:‏۱۸ (NMV)

و پادشاهی و حکومت و عظمت پادشاهی‌های زیر تمام آسمان به قوم مقدسان حضرت اعلی داده خواهد شد.

— دانیال ۷:‏۲۷ (NMV)

مقدسان — قدیسان خدا — پادشاهی را دریافت می‌کنند، در اختیار می‌گیرند، پادشاهی و سلطه به آن‌ها داده می‌شود. این ارث ماست. این چیزی است که پدر داده است. از ازل آماده شده. به بهای خون خریداری شده. توسط روح تأیید شده. اکنون از آن ماست.

پس مسئولیت

اگر پادشاهی به ما داده شده، مسئولیتش بر عهده‌ی ماست. این همیشه معنای ارث است. وارث فقط از ارث لذت نمی‌برد — وارث مسئولیتش را می‌پذیرد، آن را مدیریت می‌کند، توسعه می‌دهد، در برابر آنچه با آن می‌کند پاسخگوست.

آقایش به او گفت: «آفرین بر تو، ای بنده‌ی خوب و وفادار! در اندک چیز امین بودی، تو را بر بسیار خواهم گماشت. بیا در شادی آقایت شریک شو.»

— متی ۲۵:‏۲۱ (NMV)

مَثَل استعدادها اصل را نشان می‌دهد. ارباب به خادمانش استعداد می‌دهد. آن‌ها مسئول سرمایه‌گذاری، افزایش، و بازگشت سود هستند. امانتداری در آنچه به ما داده شده منجر به داده شدن بیشتر می‌شود. عدم مسئولیت‌پذیری — دفن کردن آنچه از ترس داده شده — منجر به از دست دادن آنچه داشتیم و محاکمه می‌شود.

پادشاهی از آن ماست. ما وارثیم. پس مسئولیم. ما تماشاگر کاری که خدا در جای دیگری انجام می‌دهد نیستیم. ما ناظران منتظری نیستیم که کس دیگری پادشاهی را پیش ببرد. ما پسران و دختران پادشاه هستیم، هم‌وارثان با مسیح، که پادشاهی به آن‌ها داده شده، و باید در برابر سرمایه‌گذاری آنچه داده شده پاسخگو باشند.

این یکی از عمیق‌ترین انگیزه‌های کتاب مقدسی برای پیشرفت پادشاهی است. نه صرفاً وظیفه. نه حتی تنها قدردانی. هویت. ما همانی هستیم که پادشاه می‌گوید هستیم. پادشاهی در او از آن ماست. پس در آن گام می‌زنیم، بنا می‌کنیم، پیش می‌بریم، از آن دفاع می‌کنیم، زندگی‌مان را برای آن می‌دهیم — چون از آن ماست، از طرف پدرمان داده شده، خوشنودی نیک او، ارث ما، مسئولیت ما.

پادشاهان و کاهنان

و ما را پادشاهان و کاهنان برای خدا و پدر خود ساخته است. جلال و قدرت تا ابدالآباد از آن او باد. آمین.

— مکاشفه ۱:‏۶ (NMV)

و ما را برای خدایمان پادشاهان و کاهنان ساخته‌ای و بر زمین سلطنت خواهیم کرد.

— مکاشفه ۵:‏۱۰ (NMV)

مسیح ما را پادشاهان ساخته — نه فقط شهروندان، نه فقط خادمان — پادشاهان. با او در پادشاهی‌اش سلطنت می‌کنیم. در اقتدار واگذار شده گام می‌زنیم (نگاه کنید به اقتدار ایماندار). مسئولیت را به‌عنوان کسانی که زیر پادشاه پادشاهان سیادت دارند بر عهده می‌گیریم.

این تکبر نیست. ایماندار که این را می‌داند در فروتنی عمیق گام می‌زند — چون پادشاهی یک هدیه است، نه دستاورد. اما تواضع کاذب هم نیست. خوشنودی نیک پدر این بود که پادشاهی را به ما ببخشد. رد هدیه بی‌احترامی به بخشنده است. گریز از مسئولیت دفن کردن استعداد داده‌شده است.

پادشاهی و کلیسا — مرتبط اما یکی نیستند

این یکی از مهم‌ترین تمایزاتی است که ایمانداران باید درک کنند.

پادشاهی حکمرانی مسیح است. کلیسا جامعه‌ی کسانی است که زیر این حکمرانی آمده‌اند. کلیسا در خدمت پادشاهی است. کلیسا برای پادشاهی است. اما پادشاهی از کلیسا بزرگ‌تر است.

یک کلیسای محلی یک تجلی محلی است، یک پایگاه، یک بدنه‌ی جمع‌شده از شهروندان پادشاهی در مکانی خاص. یک فرقه شبکه‌ای از چنین تجلیاتی است. یک جنبش جریانی در درون بدنه‌ی گسترده‌تر است. هیچ‌کدام پادشاهی نیستند. آن‌ها پادشاهی را خدمت می‌کنند. آن‌ها خادم هستند، نه سرور.

این اهمیت دارد چون بسیاری از فعالیت‌های دینی اساساً درباره‌ی بنا کردن کلیساهای محلی، فرقه‌ها و جنبش‌ها است نه پادشاهی. وفاداری به چشم‌انداز یک شبان خاص، ویژگی‌های یک فرقه‌ی خاص، برند یک جنبش خاص وابسته می‌شود. پادشاهی از دید محو می‌شود؛ نهاد همه چیز می‌شود.

ایماندار به وفاداری بالاتری فراخوانده شده است. ما نخست به پادشاه عیسی و پادشاهی‌ای که بنا می‌کند تعلق داریم. کلیسای محلی ما آن پادشاهی را خدمت می‌کند. فرقه‌ی ما، اگر داریم، آن پادشاهی را خدمت می‌کند. روزی که از خدمت به پادشاهی دست بکشند، روزی است که وفاداری ما باید با پادشاهی بماند، نه با آن‌ها.

هم‌اکنون و هنوز نه

پادشاهی تنشی دارد که در تعلیم عهد جدید تعبیه شده و باید با دقت حفظ شود.

پادشاهی آمده است. عیسی صریحاً گفت: پادشاهی خدا به شما رسیده (متی ۱۲:‏۲۸، NMV)؛ پادشاهی خدا نزدیک است (مرقس ۱:‏۱۵، NMV)؛ پادشاهی خدا در میان شماست (لوقا ۱۷:‏۲۱، NMV). از طریق صلیب، رستاخیز، عروج، و پنطیکاست، پادشاهی افتتاح شده است. اکنون عمل می‌کند.

پادشاهی همچنین می‌آید. عیسی به ما آموخت که دعا کنیم پادشاهی تو بیاید (متی ۶:‏۱۰، NMV). پولس از وارث شدن پادشاهی در آینده سخن می‌گوید (اول قرنتیان ۶:‏۹، غلاطیان ۵:‏۲۱، NMV). مکاشفه آینده‌ای را توصیف می‌کند که پادشاهی‌های این جهان پادشاهی خداوند ما و مسیح او شده (مکاشفه ۱۱:‏۱۵، NMV).

ما در این تنش زندگی می‌کنیم. قدرت واقعی پادشاهی، واقعیت‌های واقعی پادشاهی، شهروندی واقعی پادشاهی — اکنون. هنوز تکمیل کامل نیست. شفا ارث طبیعی پادشاهی است، اما هنوز همه شفا نیافته‌اند. دیوها در برابر فرمان ایماندار فرار می‌کنند، اما دنیا هنوز به روش‌های قابل توجهی زیر تأثیر شریر است. کلیسا رشد می‌کند، اما برداشت هنوز کامل نیست.

این تنش جایی است که ایمانداران بالغ یاد می‌گیرند در آن زندگی کنند. ما واقعیت کنونی پادشاهی را انکار نمی‌کنیم (که به «همه چیز فقط در آسمان درست می‌شود» پناه ببریم). و تکمیل کامل را اکنون فرض نمی‌کنیم (که به «همه چیز باید اکنون کامل باشد» پناه ببریم). اکنون به واقعیت‌های پادشاهی نفوذ می‌کنیم در حالی که منتظر بازگشت پادشاه برای آوردن کمال هستیم.

ارزش‌های پادشاهی در برابر ارزش‌های دنیا

طولانی‌ترین تعلیم پیوسته‌ی عیسی — موعظه بر سر کوه (متی ۵-۷) — اساساً قانون اساسی پادشاهی است. توصیف می‌کند که شهروندان پادشاهی چگونه باید زندگی کنند. و تقریباً همه چیز در آن با ارزش‌های دنیای اطرافمان در تضاد است.

خوشا به حال فقیران در روح، زیرا پادشاهی آسمان از آن آن‌هاست. خوشا به حال سوگواران، زیرا آن‌ها تسلی خواهند یافت. خوشا به حال فروتنان، زیرا آن‌ها زمین را به ارث خواهند برد.

— متی ۵:‏۳-۵ (NMV)

دنیا ثروتمندان، قدرتمندان، سلطه‌گران را می‌ستاید. پادشاهی فقیران در روح، سوگواران، فروتنان را می‌ستاید. پادشاهی از دیدگاه دنیا وارونه است.

اما من به شما می‌گویم: دشمنان خود را محبت کنید و برای آنانی که به شما آزار می‌رسانند دعا کنید.

— متی ۵:‏۴۴ (NMV)

دنیا می‌گوید دشمنت را دشمن بدار. پادشاهی می‌گوید دوستشان بدار. پادشاهی شیوه‌ای متفاوت از زندگی را فرامی‌خواند چون توسط پادشاهی متفاوت اداره می‌شود.

اما اول پادشاهی خدا و عدالت او را بجویید، پس این همه چیزها به شما داده خواهد شد.

— متی ۶:‏۳۳ (NMV)

دنیا تأمین، امنیت، آسایش را اولویت می‌دهد. شهروند پادشاهی پادشاهی را اولویت می‌دهد — و به پدر اعتماد می‌کند که همه چیز دیگر را فراهم کند. این یکی از روشن‌ترین آزمایش‌هاست که آیا کسی به‌عنوان شهروند پادشاهی عمل می‌کند یا نسخه‌ی تعمیدیافته‌ای از فرهنگ اطرافش.

قدرت پادشاهی

اما اگر من به قدرت روح خدا دیوها را بیرون می‌رانم، پس پادشاهی خدا به شما رسیده است.

— متی ۱۲:‏۲۸ (NMV)

پادشاهی فقط تعلیم نیست، فقط ارزش‌ها نیست، فقط امید آینده نیست. قدرت است. همان روحی که عیسی در آن عمل می‌کرد قوم او را تجهیز می‌کند. پیشرفت پادشاهی در عهد جدید به طور مستمر با تظاهرات قدرت همراه است — شفاها، رهایی‌ها، معجزات، کلمات نبوتی، تأمین ماورائی.

زیرا پادشاهی خدا نه در سخن، بلکه در قدرت است.

— اول قرنتیان ۴:‏۲۰ (NMV)

پولس مستقیماً می‌گوید. پادشاهی در قدرت است. سخن تنها، الهیات تنها، اخلاق تنها پادشاهی را تشکیل نمی‌دهند. پادشاهی با قدرت روح می‌آید که آنچه فقط خدا می‌تواند انجام دهد را انجام می‌دهد.

این یکی از مشارکت‌های بزرگ پنطیکاستالی به بدنه‌ی گسترده‌تر است — بازیابی قدرت پادشاهی به‌عنوان مسیحیت عادی. پادشاهی که در شفای بیماران، بیرون راندن دیوها، نبوت کردن، و گام زدن در اقتدار ماورائی ابراز می‌شود. نه برای نخبگان روحانی. برای هر ایمانداری که با تولد تازه به پادشاهی آمده است.

پیشرفت پادشاهی

از طریق اعلام

و این انجیل پادشاهی در تمام جهان موعظه خواهد شد تا بر همه‌ی امت‌ها گواهی داده شود، آنگاه پایان خواهد آمد.

— متی ۲۴:‏۱۴ (NMV)

اولین وسیله‌ی پیشرفت پادشاهی اعلام است. بشارت خوش پادشاه و حکمرانی‌اش به کسانی که هنوز نشنیده‌اند اعلام می‌شود. توبه و ایمان خواسته می‌شود. شهروندان از طریق موعظه‌ی کلام و پاسخ کسانی که می‌شنوند افزوده می‌شوند.

از طریق تظاهرات قدرت

اعلام با تظاهر همراه است. لنگان راه می‌روند. کوران می‌بینند. دیوها می‌روند. مردگان برخیزانده می‌شوند. اسیران آزاد می‌شوند. اینها اضافه‌های اختیاری به موعظه‌ی انجیل نیستند. آن‌ها پادشاهی هستند که نفوذ می‌کند. ==QUOTE==و آن‌ها رفتند و در همه جا موعظه کردند، و خداوند با آن‌ها کار می‌کرد و کلام را با معجزاتی که همراه بود تأیید می‌نمود.|مرقس ۱۶:‏۲۰ (NMV)

از طریق زندگی‌های دگرگون‌شده

شما نمک زمینید… شما نور جهانید… بگذارید نورتان در برابر مردم بدرخشد تا کارهای نیکوی شما را ببینند و پدرتان را که در آسمان است جلال دهند.

— متی ۵:‏۱۳-۱۶ (NMV)

زندگی‌های شهروندان پادشاهی خود گواهی هستند. جایی که ایمانداران با فداکاری محبت می‌کنند، با درستکاری کار می‌کنند، با وفاداری فرزند بزرگ می‌کنند، ازدواج‌ها را حفظ می‌کنند، با سخاوت می‌بخشند، با صداقت سخن می‌گویند — دنیا چیزی می‌بیند که نمی‌تواند خودش بسازد. این پیشرفت پادشاهی در شیوه‌ای دیگر است.

از طریق بدنه‌ی جمع‌شده

کلیسای محلی یا مشارکت، وقتی آن‌گونه که خدا طراحی کرده عمل کند، جامعه‌ای می‌شود که پادشاهی در آن قابل مشاهده است. خدمت هر عضو، عطایا در عمل، محبت واقعی، تعلیم کتاب مقدسی، شاگردپروری وفادارانه — این‌ها با هم یک مشارکت را پایگاهی از پادشاهی در قلمرو دشمن می‌کنند.

بنا کردن پادشاهی، نه یک کلیسا

این شاید مهم‌ترین نکته‌ی عملی این کل مقاله باشد.

فراخوان ایماندار این نیست که کلیسای محلی خاصش را بنا کند. نه بزرگ کردن فرقه‌اش. نه پیشبرد برند جنبشش. فراخوان بنا کردن پادشاهی خداست — و با وفاداری در هر تجلی محلی‌ای که خداوند ما را در آن قرار داده خدمت کردن، تا زمانی که او ما را آنجا هدایت کند، با وفاداری نهایی‌مان به پادشاه نه به نهاد.

اگر پادشاهی از آن ماست به‌عنوان ارث — داده‌شده توسط خوشنودی نیک پدر، در اختیار ما به‌عنوان پسران و دختران او، مشترک با مسیح — پس بنا کردنش خدمت اختیاری نیست. ورارث است که ارث را در دست می‌گیرد. پادشاهی است که در سیادت داده‌شده‌اش گام می‌زند. کسب‌وکار خانوادگی است. بنا کردن چیز دیگری با زندگی‌مان — حتی چیزی دینی، حتی چیزی که نام مسیح را بر خود دارد — در حالی که پادشاهی داده‌شده به ما را نادیده می‌گیریم دفن کردن استعداد است.

چرا این اهمیت دارد

وقتی وفاداری اصالتاً به یک کلیسای محلی، فرقه، یا جنبش وابسته می‌شود، چند تحریف وارد می‌شود:

با ایمانداران و اجتماعات دیگر رقابت می‌کنیم نه همکاری.

نهادمان را به هزینه‌ی گفتن حقیقت حفظ می‌کنیم.

رشد خود را جشن می‌گیریم انگار که رشد پادشاهی است، در حالی که ممکن است صرفاً انتقال رشد از اجتماع وفادار دیگری باشد.

در برابر فرستادن بهترین مردمانمان مقاومت می‌کنیم چون برای ما در اینجا مفیدند.

امپراتوری می‌سازیم نه شاگرد.

موفقیت را با حضور، بودجه و ساختمان می‌سنجیم نه با زندگی‌های دگرگون‌شده و پیشرفت پادشاهی.

وقتی وفاداری اصالتاً به پادشاهی وابسته می‌شود، در مقابل، چند الگوی سالم ظهور می‌کند:

وقتی ایمانداران وفادار در اجتماعات، فرقه‌ها یا جریان‌های دیگر ثمر می‌بینند جشن می‌گیریم. ثمر آن‌ها ثمر پادشاهی است.

وقتی پادشاهی آن‌ها را به جای دیگری فرامی‌خواند، با خوشحالی بهترین مردمانمان را می‌فرستیم.

حتی وقتی به نهادمان هزینه داشته باشد، حقیقت را می‌گوییم.

خود را با وفاداری می‌سنجیم، نه با اندازه.

محدودیت‌های تجلی خاصمان را می‌پذیریم و در برابر آنچه سایر بخش‌های بدنه می‌بینند که ما نمی‌بینیم فروتن می‌مانیم.

همکاری در جریان‌های مختلف

پادشاهی از جریان پنطیکاستی، جریان اصلاح‌شده، جنبش کلیسای خانگی، کلیسای نهادی، یا هر سنت خاص دیگری بزرگ‌تر است. در تمام اینها ایمانداران وفادار وجود دارند. خداوند در تمام اینها کارهایی انجام می‌دهد. یک ایماندار با ذهنیت پادشاهی از ایمانداران وفادار در جریان‌های دیگر دریافت می‌کند، از آن‌ها یاد می‌گیرد، برایشان دعا می‌کند، آنچه خدا از طریق آن‌ها انجام می‌دهد را جشن می‌گیرد — بدون رها کردن اعتقادات خودش در مسائل مورد مناقشه.

این نیازمند تمیز دادن اساسیات از مسائل ثانوی است (نگاه کنید به تعلیم سالم). در اساسیات، خط را نگه می‌داریم. در مسائل ثانوی، همان فیضی را که امیدواریم آن‌ها به ما دهند به ایمانداران وفادار دیگر می‌دهیم. پادشاهی از ویژگی‌های خاص ما بزرگ‌تر است.

پادشاهی از هر جنبشی دیرپاتر است

هر جنبش مسیحی، هر فرقه، هر احیا، هر معلم بزرگی سرانجام به تاریخ پیوسته خواهد شد. برخی به یاد می‌آیند. اکثر محو می‌شوند. پادشاهی ادامه می‌یابد. پادشاهی‌ای که هرگز نابود نخواهد شد (دانیال ۲:‏۴۴، NMV).

ایمانداری که همه چیز را در جنبش خاصش سرمایه‌گذاری کرده ممکن است در پایان بیابد که آنچه ساخته ماندگار نیست. ایمانداری که در پادشاهی سرمایه‌گذاری کرده — در شاگردان شکل‌یافته، در زندگی‌های دگرگون‌شده، در انجیل پیش‌رفته، در پادشاه عزت‌داده‌شده — می‌یابد که آنچه ساخته تا ابد ماندگار است، چون پادشاهی تا ابد ماندگار است.

ذهنیت پادشاهی در برابر سیاست کلیسا

جایی که ذهنیت پادشاهی غایب است، سیاست کلیسا جای خلأ را پر می‌کند. اختلاف‌های بی‌اهمیت در مسائل ثانوی. احتکار منابع. حفاظت از امپراتوری. خودستایی. مقایسه و رقابت با اجتماعات دیگر. ایمانداری که ذهنیت پادشاهی دارد متفاوت عمل می‌کند:

با منابع سخاوتمند است، می‌داند که به پادشاه تعلق دارند، نه به نهاد.

وقتی اجتماعات وفادار دیگر شکوفا می‌شوند شاد است، چون ثمر آن‌ها ثمر پادشاهی است.

مایل است در مسائل ثانوی اشتباه کند و از ایمانداری که متفاوت می‌بینند یاد بگیرد.

حاضر نیست اساسیات را به خاطر وحدت به خطر بیندازد، چون پادشاهی بر حقیقت بنا شده است، نه اجماع.

از نگرانی درباره‌ی بقای نهادی آزاد است، چون پادشاهی به هیچ نهاد خاصی وابسته نیست.

این ایماندار را برای کار واقعی آزاد می‌کند — اعلام پادشاه، شاگردپروری، خدمت به بدنه، پیشبرد پادشاهی به قلمرویی که هنوز به آن نرسیده است.

دعا کردن «پادشاهی‌ات بیاید»

ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد. پادشاهی تو بیاید. اراده‌ی تو چنانکه در آسمان است بر زمین نیز انجام شود.

— متی ۶:‏۹-۱۰ (NMV)

دعای خداوندی پیشرفت پادشاهی را در مرکز زندگی دعایی ایماندار قرار می‌دهد. ما برای آمدن پادشاهی او دعا می‌کنیم — به زندگی‌هایمان، به خانواده‌هایمان، به محله‌هایمان، به ملت‌هایمان، به تمام زمین. برای انجام شدن اراده‌ی او اینجا همان‌طور که در آسمان انجام می‌شود دعا می‌کنیم.

این دعایی منفعل نیست. ایماندار است که با هدف پدر هم‌راستا می‌شود و از پادشاهی می‌خواهد که به هر حوزه‌ای نفوذ کند. شامل درخواست شفا (واقعیت پادشاهی که به جسمی نفوذ می‌کند)، رهایی (واقعیت پادشاهی که به روحی نفوذ می‌کند)، عدالت (واقعیت پادشاهی که به جامعه‌ای نفوذ می‌کند)، احیا (واقعیت پادشاهی که به منطقه‌ای نفوذ می‌کند) می‌شود.

یک کلیسای خانگی یا اجتماع کوچک که یاد می‌گیرد پادشاهی‌ات بیاید را بر زندگی‌هایشان، خانه‌هایشان، شهرهایشان دعا کند — و آن دعا را با عمل پشتیبانی کند — پایگاهی از پادشاهی می‌شود.

تکمیل آینده

و خدای آسمان در روزگار آن پادشاهان پادشاهی برپا خواهد کرد که هرگز نابود نخواهد شد و به قوم دیگری واگذار نخواهد شد. این پادشاهی همه‌ی آن پادشاهی‌ها را خرد کرده، آن‌ها را نابود خواهد کرد و خود تا ابد پایدار خواهد ماند.

— دانیال ۲:‏۴۴ (NMV)

آنگاه فرشته‌ی هفتم شیپور خود را نواخت و صداهای بلندی در آسمان شنیده شد که می‌گفتند: «پادشاهی‌های این جهان پادشاهی خداوند ما و مسیح او شده است، و او تا ابدالآباد سلطنت خواهد کرد!»

— مکاشفه ۱۱:‏۱۵ (NMV)

سپس پایان می‌رسد، آنگاه که پادشاهی را به خدا و پدر تسلیم می‌کند، وقتی که همه‌ی حکومت‌ها و قدرت‌ها و سلطنت‌ها را باطل می‌سازد. زیرا باید سلطنت کند تا همه‌ی دشمنانش را زیر پایش بگذارد.

— اول قرنتیان ۱۵:‏۲۴-۲۵ (NMV)

پادشاهی یک تکمیل آینده دارد. مسیح باز خواهد گشت. حکمرانی‌اش را با کمال روشن برپا خواهد کرد. هر زانویی خم خواهد شد. هر زبانی اعتراف خواهد کرد. پادشاهی‌های جهان پادشاهی خداوند ما خواهد شد. این هدفی است که تمام تاریخ به سوی آن در حرکت است.

ایمانداری که در این عصر برای پادشاهی زیسته در پادشاهی عصر آینده خانه می‌یابد. ایمانداری که برای نهادها، شغل‌ها، آسایش‌ها، یا جنبش‌ها زیسته ممکن است وقتی پادشاهی در کمال آید و نشان دهد که واقعاً چه اهمیتی داشت، گیج شود.

سوالات متداول

آیا پادشاهی فقط روحانی است یا اجتماعی و سیاسی هم هست؟

پادشاهی حکمرانی پادشاه عیسی است. هر کجا حکمرانی او عزت داده و اطاعت شود، پادشاهی حاضر است — و این شامل افراد، خانواده‌ها، اجتماعات، و بافت اجتماعی‌ای که ایمانداران در آن زندگی و کار می‌کنند می‌شود. پادشاهی فقط دینداری درونی نیست. ایمانداران شکل‌یافته توسط پادشاهی در محیط کار، جوامع و جوامعشان به روش‌های پادشاهی عمل می‌کنند. در عین حال، تکمیل کامل اجتماعی و سیاسی پادشاهی منتظر بازگشت مسیح است — ایمانداران آن را تنها با فعالیت سیاسی به ارمغان نمی‌آورند.

درباره‌ی اسرائیل و پادشاهی چطور؟

این سوالی است که ایمانداران وفادار نتیجه‌گیری‌های متفاوتی در آن دارند. برخی معتقدند اسرائیل نقش آینده‌ی متمایزی در نقشه‌ی پادشاهی خدا دارد؛ برخی دیگر کلیسا را ادامه‌ی قوم عهد خدا می‌بینند؛ برخی دیگر موضع‌های بینابین دارند. این یکی از مسائل ثانوی است که ایمانداران بالغ با وجدان آسوده در آن اختلاف دارند. اساسیات شهروندی پادشاهی — تولد تازه، ایمان به مسیح، وفاداری به پادشاه عیسی — صرف نظر از موضع در این سوال یکسان می‌ماند.

آیا باید انتظار پادشاهی هزاره‌ی واقعی داشته باشیم؟

سوال ثانوی دیگری که ایمانداران پر از روح نتیجه‌گیری‌های متفاوتی در آن دارند (پیش‌هزاره‌ای، پس‌هزاره‌ای، بی‌هزاره‌ای). اساسیات روشن است — مسیح باز خواهد گشت، سلطنت خواهد کرد، پادشاهی تکمیل خواهد شد. جزئیات و زمان‌بندی خاص در طول تاریخ کلیسا مورد بحث بوده. اعتقادت را با وجدان آسوده نگه دار در حالی که به کسانی که نتیجه‌گیری متفاوت دارند فیض می‌دهی.

چطور بدانم پادشاهی را می‌سازم یا فقط کلیسایم را؟

چند سوال تشخیصی: آیا وقتی اجتماعات وفادار دیگر شکوفا می‌شوند جشن می‌گیرم، یا فقط وقتی مال من شکوفا می‌شود؟ آیا وقتی پادشاهی آن‌ها را به جای دیگری می‌فرستد، بهترین مردمانم را با خوشحالی می‌فرستم؟ آیا از ایمانداران جریان‌های دیگر یاد می‌گیرم، یا فقط از جریان خودم؟ آیا موفقیت را با وفاداری می‌سنجم، یا با اندازه؟ آیا حاضرم نهاد را از دست بدهم تا حقیقت را به خطر نیندازم؟ پاسخ‌های صادقانه نشان می‌دهد که وفاداری واقعاً کجاست.

درباره‌ی فرقه‌ها چطور؟ آیا اشتباه هستند؟

فرقه‌ها وجود دارند چون ایمانداران حول اعتقادات مشترک سازمان یافته‌اند. این ذاتاً اشتباه نیست. اشتباه زمانی می‌آید که وفاداری به فرقه بر وفاداری به پادشاهی سایه بیندازد، وقتی ویژگی‌های فرقه معیار ارتدوکسی‌ای می‌شود که کتاب مقدس پشتیبانی نمی‌کند، وقتی ایمانداران فرقه‌های دیگر به‌عنوان کمتر از خانواده در مسیح با آن‌ها رفتار می‌شود. فرقه‌ای که با فروتنی پادشاهی را خدمت می‌کند ساختار مفیدی است. فرقه‌ای که فکر می‌کند پادشاهی است در خطاست.

آیا الهیات سیادت کتاب مقدسی است؟

برخی اشکال الهیات سیادت — آن‌هایی که می‌آموزند کلیسا به تدریج ملت‌ها و نهادهای زمینی را قبل از بازگشت مسیح تصاحب خواهد کرد — فراتر از آنچه کتاب مقدس می‌آموزد می‌رود. اشکال دیگر — آن‌هایی که می‌آموزند ایمانداران اقتدار پادشاهی را در حوزه‌هایی که خدا به آن‌ها داده اعمال می‌کنند، در حالی که منتظر بازگشت مسیح برای تکمیل پادشاهی هستند — از نظر کتاب مقدسی بنیادی‌تر هستند. تمایز دقیق بین اعمال اقتدار پادشاهی جایی که خدا داده و فرض کردن پیروزی پادشاهی‌ای که کتاب مقدس این طرف بازگشت مسیح وعده نداده است.

کلام پایانی

پیام اصلی عیسی پادشاهی بود. پیام ما باید همان باشد. کلیسای محلی — از جمله کلیسای خانگی و اجتماع کوچک — وجود دارد که پادشاهی را خدمت کند، نه برعکس. وفاداری ایماندار به پادشاه است بر هر نهادی. پادشاهی از هر جنبشی دیرپاتر است و هر ایماندار وفاداری را از هر عصر و مکانی در یک حکمرانی ابدی مسیح گرد می‌آورد.

و پادشاهی از آن ماست. داده‌شده توسط خوشنودی نیک پدر. آماده‌شده از ابتدای جهان. در اختیار پسران و دختران او به‌عنوان ارثشان. ما میهمان نیستیم. ما خدمتگزار بیرونی نیستیم. وارثیم، مشترک با مسیح، پادشاهان و کاهنان زیر پادشاه پادشاهان — که سیادت در پادشاهی‌ای که با خودش تقسیم می‌کند به آن‌ها داده شده. پس مسئولیت داریم. که ارث را در دست بگیریم. که استعدادها را سرمایه‌گذاری کنیم. که در آنچه پدر داده گام بزنیم. که روزی که در برابر او می‌ایستیم با زندگی‌هایی پاسخ دهیم که هدیه را جدی گرفتند.

وقتی با پادشاهی در ذهن بنا می‌کنیم، چیزی ماندگار می‌سازیم. وقتی برای نهادمان، جنبشمان، برندمان بنا می‌کنیم، چیزی گذرا می‌سازیم. ایمانداری که پادشاهی را کشف کرده چارچوبی را که خود عیسی برای همه چیز داد کشف کرده — کلیسا، مأموریت، خدمت، زندگی، و ابدیت. و ایمانداری که کشف کرده پادشاهی از آن ماست شأن، فراخوان، و مسئولیت پسر یا دختر پادشاه بودن را کشف کرده است.

باشد که پادشاهی را به‌عنوان مقوله‌ی اصلی اندیشه و زندگی‌مان باز یابیم. باشد که کسانی باشیم که پادشاهی‌ات بیاید دعا می‌کنیم و واقعاً این را می‌خواهیم. باشد که با وفاداری در اجتماع محلی‌مان خدمت کنیم در حالی که می‌دانیم پادشاهی نیست — فقط یکی از بسیار تجلیات محلی کسانی که پادشاه یکسان را خدمت می‌کنند. و باشد که پادشاهی از طریق ما پیش رود — وارثانی که ارثمان را در دست می‌گیریم — تا زمانی که او بازگردد و آن را برای ابد تکمیل کند.

و بر پادشاهی او پایانی نخواهد بود.

— لوقا ۱:‏۳۳ (NMV)

نکات کلیدی

  • پیام اصلی عیسی پادشاهی خدا بود، نه کلیسا — انجیل پادشاهی چیزی بود که او موعظه کرد، شاگردان را برای موعظه‌اش فرستاد، و چهل روز پس از رستاخیز تعلیم داد (مرقس ۱:‏۱۴-۱۵، متی ۴:‏۲۳، اعمال ۱:‏۳، NMV)
  • پادشاهی قلمرویی است که مسیح در آن به‌عنوان پادشاه حکم می‌راند — هر کجا اقتدار او جای سیطره‌ی دشمن را بگیرد، پادشاهی آمده (متی ۱۲:‏۲۸، NMV)
  • شهروندی با تولد تازه است — متولدشده از آب و روح (یوحنا ۳:‏۳-۵، NMV) — منتقل‌شده از سلطه‌ی تاریکی به پادشاهی پسر (کولسیان ۱:‏۱۳، NMV)
  • پادشاهی از آن ماست — خواست پدر شما این است که پادشاهی را به شما ببخشد (لوقا ۱۲:‏۳۲، NMV)؛ ما وارثان خدا و هم‌وارثان با مسیح هستیم (رومیان ۸:‏۱۷، NMV)؛ مقدسان پادشاهی را تا ابد دارند (دانیال ۷:‏۱۸، NMV)
  • ما پسران و دختران پادشاه هستیم — پادشاهان و کاهنانی که با او سلطنت می‌کنیم (مکاشفه ۱:‏۶، ۵:‏۱۰، NMV)؛ نه میهمان، نه بیگانه، بلکه خانواده
  • پس مسئولیت — وارث ارث را در دست می‌گیرد، استعدادها را سرمایه‌گذاری می‌کند، آنچه داده شده را مدیریت می‌کند؛ بنا کردن پادشاهی کسب‌وکار خانوادگی است، نه خدمت اختیاری
  • کلیسا پادشاهی را خدمت می‌کند؛ پادشاهی نیست — پادشاهی از هر کلیسای محلی، فرقه، یا جنبشی بزرگ‌تر است
  • پادشاهی «هم‌اکنون و هنوز نه» است — اکنون واقعاً حاضر، منتظر تکمیل کامل در بازگشت مسیح
  • ارزش‌های پادشاهی با ارزش‌های دنیا در تضاد است — موعظه بر سر کوه قانون اساسی پادشاهی است
  • پادشاهی در قدرت است، نه فقط در سخن (اول قرنتیان ۴:‏۲۰، NMV) — شفا، رهایی، معجزات، نبوت واقعیت‌های پادشاهی هستند
  • پادشاهی را بنا کن، نه کلیسای خاصت را — با وفاداری جایی که خدا گذاشته خدمت کن در حالی که وفاداری به پادشاه را بر وفاداری به هر نهادی برتر می‌داری
  • با ایمانداران وفادار در جریان‌های مختلف همکاری کن؛ ثمر اجتماعات دیگر را به‌عنوان ثمر پادشاهی جشن بگیر؛ اساسیات را از مسائل ثانوی تمیز بده
  • پادشاهی از هر جنبشی دیرپاتر است — آنچه برای پادشاهی بنا می‌کنیم تا ابد ماندگار است؛ آنچه برای نهادها بنا می‌کنیم گذر می‌کند (دانیال ۲:‏۴۴، NMV)